تعبير شده است :
« صوفيان كبودپوش همه * از غم دوست در خروش همه » .
و عرق به كسر عين و سكون را به معنى رگ است ، و خلق به فتح اول و ثانى به معنى كهنگى و پارگى . يعنى با اين كه هر چه در زير اين گنبد نيلگون است از دور و گردش آن هدف زوال و منجر به اضمحلال مىشود كه :
أشاب الصغير و أفنى الكبير * كرّ الغداة و مرّ العشيّ
ولى قرآن مجيد از گردش فلك نه رگ حيات او سست شده است ، و نه تازگى روحانيش به كهنگى و پارگى مبدّل شده است ، كنايه از اين كه از رونق اولى او هيچ كاسته نشده است ، بل هو حبل الله المتين لاتنقضى عجائبه .
راقم سطور حسن حسنزاده آملى گويد : آنچه در شرح برخى از ابيات حكيم سنائى غزنوى اشارتى نمودهايم ، يادگارى است از كارهاى ادبى اين كمترين كه در اوان جوانى و بهار زندگانى در تهران در مدرسه حاج ابو الفتح ( رضوان الله عليه ) به تحصيل اشتغال داشتم ؛ جز اين كه اكنون پس از حدود چهل سال براى طبع و نشر آن برخى از مطالب را به كتب و رسائلى كه تاكنون نوشتهام ارجاع دادهام .
نگارنده را ذوقى سرشار و شوقى وافر به شعر و شاعرى و كتب ادبى و دواوين شعرا از عرب و عجم بود ، چنان كه در خردسالى وقتى كه در مكتب و دبستان ابتدائى بودم همه دوبيتيهاى بابا طاهر و رباعيات خيام و موش و گربه عبيد زاكانى و اشعار بسيار ديگر را از بر كرده بودم . پس از آن در ابتداى طلبگى همه نصاب الصبيان ابو نصر فراهى را از آغاز تا انجام به خوبى از بر كرده بودم . و همينگونه اكثر الفيه ابن مالك و بسيارى از غزليات سعدى و حافظ و ابيات مثنوى عارف رومى و گلشن راز شبسترى و برخى از ابيات نظامى و غزلهاى جامى ، و قصيده نونيه امير معزى : « اى ساربان منزل مكن جز در ديار يار من . . . » ، و قصيده لاميه منوچهرى دامغانى : « الا يا خيمگى ، خيمه فروهل . . . » ، و نيز قصيده نونيه وى : « شبى گيسو فرو هشته بدامن . . . » ، و قصيده عربى كعب بن زهير : « بانت سعاد فقلبى اليوم متبول / متيّم اثرها لم يفد مكبول . . . » كه در سيره ابن هشام داستان شيرين آن به