تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
قوله سبحانه :
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
« 1 » . در الهى نامه گفته‌ام : الهى حاصل كار و كوششم اين شده است كه از غفلت به‌در آمده‌ام و در حيرت افتاده‌ام . ص 158 ، س 20 ، قوله : « هست بر بندگان خود ستار » . « يا من اظهر الجميل و ستر القبيح » در الهى نامه آمده است : « إلهى اگر ستّار العيوب نبودى ، ما از رسوايى چه مىكرديم » . ص 159 ، س 6 ، قوله :
« ور تو آن درّ را نگهدارى * سر ز هفت و چهار بگذارى » .
سر از هفت اختر كه هفت كوكب سيارند ، و چهار عنصر خاك و آب و هوا و آتش بگذارى . ص 159 ، س 14 ، قوله : « باز دارش ز خود . . . » يعنى دارنده و صاحب باز ، باز را پياده كند . ص 160 ، س 7 و 8 ، قوله :
« كره‌اى را كه شد سه سال تمام * رائضش دركشد به زخم لگام مرو را در هنر بفرهنجد * توسنى از تنش بياهنجد » .
رياضت به فارسى ورزش است . رائض رياضت دهنده و رام كننده اسب را گويند . يقال : فرس مروض يعنى اسب رام كرده شده . توسنى يعنى سركشى ، چه توسن به معنى وحشى و سركش باشد . و هنجيدن بر وزن رنجيدن به معنى بيرون كشيدن و برآوردن باشد ، سركشى را از او بيرون آورد و رام كند . و فرهنجيدن به معنى ادب كردن است . ص 161 ، س 4 ، قوله :
« نفس روينده تا بگوينده * همه چون بنده‌اند جوينده » .
هامش
( 1 ) - سورهء فاطر ، آيهء 42 .