تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
ص 153 ، س 7 ، قوله : « ايمن از مكر تو . . . » قوله سبحانه :
فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ
« 1 » . ص 153 ، س 16 ، قوله :
« گر ز تير تو پر كنم تركش * كمر كوه قاف گيرم كش » .
تركش مخفّف تيركش است ، و آن چيزى است كه تير در آن نهند ، و كيش بر وزن ريش نيز به اين معنى آمده است . كش به فتح كاف تازى به معنى بغل است چنان كه در بيان بعضى از ابيات صفحه 112 گفته آمد . ص 154 ، س 10 ، قوله :
« گرچه نو خيز و نو گرفت بود * بط كشتى طلب شگفت بود »
به اضافه بط به كشتى . يعنى مرغابى كه كشتى طلب كند شگفت‌آور است . ص 154 ، س 13 ، قوله :
« بچه بط ميان بحر عمان * خربطى باز گشته كشتىبان »
خربط بر وزن شربت غاز را گويند ، و او را خربطه هم گويند ، و باهاى در آخر به معنى مسخره هم آمده است ، و در بيت مذكور خربط به معنى مسخره است . در ديوان راقم آمده است :
بگذشته عمر و نگذشته‌ايم ما * زين غول رهزن زين گول خربط
ص 156 ، س 3 ، قوله : « عقل دايم رعيّت عشق است . . . » شيخ اجل سعدى گويد :
دگر ز عقل حكايت به عاشقان منويس * برات عقل به ديوان عشق مجرى نيست
ص 156 ، س 14 ، قوله :
« نام نيكو و زشت از من و تست * كار ايزد نكو بود به درست » .
قوله سبحانه :
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ ،
« 2 » .
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف ، آيهء 97 . ( 2 ) - سورهء نساء ، آيهء 81 .