تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
خواجه حافظ گويد :
قبله و محراب من ابروى دلدار است و بس * اين دل شوريده را با اين چه و با آن چه كار چون كه اندر هر دو عالم يار مىبايد مرا * با بهشت و دوزخ و با حور و با غلمان چه كار
در الهى نامه گفته‌ام : « إلهى اگر بهشت شيرين است بهشت‌آفرين شيرينتر است » و در ديوانم آمده است :
چرا زاهد اندر هواى بهشت است * چرا بى خبر از بهشت‌آفرين است
ص 153 ، س 1 ، قوله :
« در جحيم تو جنت آرامان * بىتو راضى بحور عين عامان »
در كشكول شيخ بهائى ( رحمة الله عليه ) آمده است : عن بعض أصحاب الحال انّه كان يقول يوما لأصحابه : لو انّى خيّرت بين دخول الجنة و بين ركعتين لاخترت صلاة ركعتين . فقيل له : و كيف ذلك ؛ قال : لأني في الجنّة مشغول بحظي ، و في الركعتين مشغول به حق وليى ، و اين ذاك عن هذا ؟ » « 1 » . خواجه حافظ گويد :
تو و طوبى و ما و قامت يار * فكر هر كس به قدر همّت اوست
شيخ اجل سعدى گويد :
گر مخيّر بكنندم به قيامت كه چه خواهى * دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را
صدر الدين دزفولى گويد :
خدايا زاهد از تو حور ميخواهد قصورش بين * به جنّت مىگريزد از درت يا رب شعورش بين
هامش
( 1 ) - كشكول ، ط نجم الدوله ، ص 3 .