الْأَرْضِ خَلِيفَةً . . .
« 1 » ، و طريحى در لغت صلصل مجمع البحرين نقل فرمودهاند .
ص 147 ، س 1 ، قوله :
« نقل جان ساز هر چه زو شد نقل * كه به ايمان رسى به حق نه به عقل » .
نقل اول به ضم اول است و ثانى به فتح آن . اى عزيز به كتاب عقل و جهل جامع كافى رجوع كن ، و در حديث « العقل ما عبد به الرحمن . . . » و نظائر آن تدبّر بنما ، و عقل جزئى و عقل مشوب به وهم را از عقل كلى تميز ده ، و مطالب گرانقدر رساله ما را به نام قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند بر دل نشان ، گر كام تو برنيامد آنگه گله كن .
ص 147 ، س 4 و 5 و 6 ، قوله :
« يا ربى از تو زو دو صد لبيك * يك سلام از تو زو هزار عليك
سايهبانيست عقل بر در او * خيلتاشيست جان ز لشكر او
از به دو نيك خلق پيوسته * رحمت و نعمتش بنگسسته » .
يا ربى ، يا حرف نداء و ربى رب مضاف به ياى متكلم منادى . در حديث قدسى آمده است : « من تقرّب إلىّ شبرا تقرّبت إليه ذراعا ، و من تقرب الىّ ذراعا تقربت إليه باعا » « 2 » . قوله سبحانه
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
« 3 » . و قوله تعالى شأنه :
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ
« 4 » .
سايبان به معنى آفتابگير است چون چتر مثلا ، و خيلتاش يعنى سپاه . و پيوسته به معنى هميشه است و متعلق به نگسسته است .
ص 147 ، س 9 ، قوله :
« دوست بودش بلال بر درگاه * پوست بر تن چو زلف يار سياه » .
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 21 .
( 2 ) - بحار ، ط بيروت ، ج 84 ، ص 190 .
( 3 ) - سورهء انعام ، آيهء 61 .
( 4 ) - سورهء بقره ، آيهء 262 .