نياز من چه وزن آرد بدين ساز * كه خورشيد غنى شد سايهپرداز
ولى تا جان بود در تن بكوشم * بود كز جام او يك جرعه نوشم
متأله سبزوارى را در بيان اين سيمرغ ، تعليقهاى بر همان موضع يادشده اسفار است . كتاب شريف منطق الطير عارف بزرگوار عطّار در رسيدن بدين سيمرغ است كه خواجه حافظ آن كتاب را در اين بيت خلاصه كرده است :
من بسر منزل عنقا نه به خود بردم راه * قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم
و اگر مراد حكيم سنائى عنقاء به اصطلاح عرفان باشد ، معنى شعر روشن است كه غار مغرب سزاى يا سراى سجده اوست .
ص 145 ، س 4 ، قوله :
« رو قضا كن نماز بىدم آز * كه نمازت تبه شد از نم آز » .
آز اول به معنى سوز و گداز است ، و آز دوم فارسى طمع است .
ص 145 ، س 7 ، قوله :
« ور نباشد خشوع و دمسازى * ديو با سبلتش كند بازى » .
دمساز با سين سعفص بر وزن شهباز به معنى محب و موافق به مدّعا و همنفس و همراز است . روايت است كه مردى در مسجد مدينه به نماز ايستاده بود و با ريشش بازى مىكرد ، رسول خدا فرمود اگر دلش با خدايش باشد با ريشش بازى نمىكند .
ص 145 ، س 13 و 14 ، قوله :
« دل و جان را به بعد و قربت تو * هست در امر و در مشيّت تو
دولت سرمدى و نحس ردى * ملك بىهلك و عزّت ابدى » .
مصراع اول بيت دوم « دولت . . . » نسبت به بعد و قربت ، لفّ و نشر مشوّش است . و هر دو وصف مصراع دوم كه يكى ملك بىهلك است و ديگرى عزّت ابدى ، مربوط به قربت است . پس معنى اين دو بيت چنين مىشود كه : امر و مشيّت تو چنين تعلق گرفته كه هر كس تزكيه نفس خويش كرده است و ايمان كامل به جنابت آورده و به درگاه كبريائى تو آشنائى و قربى حاصل نموده