تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
تقرّب به سوى او باشد قبول و پذيرفته مىشود و إلّا فلا ، چنان كه مولى الموحّدين و قدوة السالكين و ربّ النوع عاشقين امام على ( عليه السلام ) فرموده است : إلهى ماعبدتك خوفا من نارك و لاطمعا إلى جنتك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك . و جناب شيخ بهائى ( رحمة الله عليه ) در نان و حلوا نيكو گفته است :
نان و حلوا چيست اى نيكو سرشت * اين عبادتهاى تو بهر بهشت
ص 142 ، س 11 ، قوله : « همچو خواجه كه در خرام شود . . . » خرام بر وزن نظام رفتارى را گويند كه از روى ناز و سركشى باشد ، و معانى ديگر دارد كه هيچ يك مناسب مقام نيست . ص 142 ، س 13 ، قوله : « اين بود رسم مرد بخرد را » بخرد بكسر اول و سكون ثانى و فتح راى قرشت و سكون دال ابجد به معنى خردمند و هوشمند و صاحب عقل و شعور است . ص 142 ، س 14 ، قوله :
« اين چنين طاعت اى پسر آن به * كه نيازى برش برو مسته » .
برش مخفّف برايش است ، و مسته نهى از ستيهيدن به معنى ستيز و ستيزه كردن است كه سركشى و دشمنى و لجاجت و جنگ و قهر و كين است . ص 142 ، س 5 ، قوله :
« نامه‌اى كز زبان درد رود * آن رسول از جهان مرد رود »
نماز را تشبيه به نامه ، و نمازگزار را تشبيه به فرستنده كرده است . يعنى نامه بايد آن باشد كه از سوز دل باشد ، و فرستنده بايد جان باشد ؛ كنايه از آن كه در حضور چنان سلطانى كه نماز را اهداء مىكنى بايد درخور آن پيشگاه باشد . حديث رسول اللّه ( صلّى الله عليه و على آله ) است كه « انّ المصلّى يناجى ربه » ، بلكه خداى سبحان در قرآن كريم فرموده است
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ .
« 1 »
هامش
( 1 ) - سورهء ماعون ، آيهء 5 .