بر وزن چنگ به معنى سپاه و لشكر است ، و آن را معانى ديگر است كه در اينجا مراد نيست .
ص 141 ، س 13 و 14 ، قوله :
« تا بيابى ز جبرئيل افسر » كه خود اعتراف كند : « لو دنوت انملة لاحترقت » .
باشگونه در لفظ و معنى چو واژگونه و باژگونه است .
ص 141 ، س 15 ، قوله :
« تا بدانى حق از هوا و هوس * كين همه هيچ نيست زى تو و بس » .
كين مخفّف كه اين است . زى به كسر اول و تشديد يا به معنى حدّ و اندازه و هيئت و پوشش و شعار است و آن لغت عربى و لفيف مقرون يائى است و در اينجا مراد نيست . و به كسر اول و فتح آن و تخفيف يا به معنى جان و حيات و زندگى است ، چنان كه گويند دير زى يعنى بسيار بمانى . و نيز به معنى سوى و طرف آمده است چنان كه گويند زى فلان يعنى سوى و طرف آن . پس معنى بيت اين كه تا حق را از هوا و هوس تميز دهى و بدانى كه جز حق هيچ يك درخور و اندازه تو نيست كه به سوى او روى آورى ، حق است كه منتهى رغبت سالكين و آملين است .
ص 141 ، س 18 ، قوله :
« بارگى را بساز آلت و زين * از پى بارگاه علّيين » .
بارگى بر وزن خانگى به معنى اسب است ، و به معانى ديگر از قبيل قدرت و روسبى و قحبگى آمده است كه در اينجا مراد نيست چنان كه آلت و زين گواهند .
يعنى اسب سفر سوى عليين را زين كن و رخت بپوشان . خواجه حافظ گويد :
بال بگشا و صفير از شجر طوبى زن * حيف باشد چو تو مرغى كه اسير قفسى
ص 142 ، س 4 ، قوله :
« بىتو باشد به پاك برگيرد * كز تو آلوده گشت نپذيرد » .
اگر نماز بىتو باشد يعنى مشوب به اغراض شخصى تو نباشد فقط براى خدا و