مناسب مقام است يعنى در شهوت را به روى خود ببندد .
ص 135 ، س 20 ، قوله :
« زن كند بهر ميهمانى پاك * موى ابرو و موى رخ چالاك » .
يعنى زنان كه به ميهمانى مىروند خود را آرايش مىكنند . تو كه مردى چرا مانند مخنث ميل به صفت زنان دارى و هميشه در پى آرايش تنى .
ص 137 ، س 3 ، قوله :
« لن تجد سنتش ز تبديلا * لن تجد ملتش ز تحويلا » .
اشاره است به بعضى از آيه 41 و 42 سوره فاطر قرآن كريم
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا ، وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا .
ص 137 ، س 5 ، قوله :
« خيز و تر دامنى ز خود كن دور * ورنه نبوى در آن جهان معذور » .
تر دامنى كنايه از آلودگى معصيت است و وجه آن روشن است ، و « نبوى » يعنى نبوده باشى .
ص 139 ، س 7 ، قوله :
« قيمت تو عنان چو برتابد * و اللّه ار جبريل دريابد » .
تابيدن بر وزن خوابيدن به معنى درخشيدن و تاب و طاقت آوردن و تافتن و پيچيدن است ، و در اينجا معنى اخير مراد است ؛ چنان كه اگر قيمت تو درخشيدن گيرد جبرئيل « لو دنوت انملة لاحترقت » گويد .
ص 139 ، س 15 ، قوله :
« ندهد سوى حق نماز جواز * چون طهارت نكردهاى به نياز »
خواجه حافظ گويد :
خوشا نماز و نياز كسى كه از سر درد * به آب ديده و خون جگر طهارت كرد
ص 140 ، س 5 ، قوله :
« در احد مير حيدر كرّار * يافت زخمى قوى در آن پيكار
ماند پيكان تير در پايش * اقتضا كرد آن زمان رايش » .