تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
كه سيد اهل و بر بود مرد بىچيز نبود ، و با فرموده حكيم سنائى كه « قيس عاصم ضعيف حالى بود . . . » ، و يا اين كه « گفت زن چيز نيست در خانه . . . » ، و يا اين كه :
« يافت در خانه صاعى از خرما * دقل و خشك گشته تا بنوا . . . »
و همچنين با ابيات ديگرش وفق نمىدهد . و در ميان صحابه ، قيس بن عاصم جز او كس ديگر نبود چنان كه با رجوع به اصابه و استيعاب و ديگر كتب در معرفت اصحاب دانسته مىشود ؛ لاجرم بايد گفت كه سنائى در تطبيق تاريخ اشتباه كرده است و درست نقل نكرده است . « دقل ( به فتح اول و ثانى بر وزن كچل ) : خرماى زبون » . ( كنز اللغة ) . ص 131 ، س 9 ، قوله :
« گفت رو نفس را بكن بدرود * ورنه بر ساز از اين دو چشم دو رود » .
بدرود بر وزن بهبود به معنى سلامت و وداع كردن و ترك كردن است كه در اينجا ترك و وداع مراد است . و اگر نفس را بدرود نگوئى گريه‌ها در پيش دارى كه از اشك دو چشمت دو تا رود جارى شود . قوله سبحانه :
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ .
« 1 » در ديوان اين كمترين آمده است :
در آتش عشقش اوفتادم * آنسان به دريا مىاوفتد بط از شوق آن ماه شد ديدگانم * يك چشمه‌اش نيل يك چشمه‌اش شط
ص 131 ، ص 10 ، قوله :
« روز و شب در فراق عقل بنال * بيش با عقل خود بدى مسگال » .
بيش از اين با خرد بدى روا مدار . مسگال با گاف فارسى نهى از سگاليدن است . سگال به كسر اول به معنى انديشه و دشمنى و گفتگوست چه بدسگال بدگو را گويند .
هامش
( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء توبه ، آيهء 83 .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 275 | حسن حسن زاده آملى