مراد از كلمه حق به قرينه دو بيت قبل از آن كه گفت : « قاف قول شهادتين ترا . . . » بايد « لا إله إلّا الله ، محمد رسول اللّه » باشد كه هريك دوازده حرفاند ، لاجرم حروف كلمه حق چو در شمار آيد عدد آنها بيست و چهار شود .
ص 120 ، س 13 ، قوله :
« باد اگر گرم يا كه سرد بود * هر دو گنجور رنج و درد بود » .
گنجور بر وزن رنجور خزانهدار را گويند .
ص 121 ، س 21 ، قوله :
« راحت آن نوع را كه در مالند * محنت آن نوع را كه بركالند » .
كاليدن بر وزن ماليدن درهم شدن و درهم كردن را گويند ، و به معنى گريختن هم آمده است كه مناسب با مقام نيست .
ص 123 ، س 10 ، قوله :
« درزى آنكس كه رنجها و بلا * همه بر دست او شود زيبا » .
درزى به معنى خياط است .
ص 125 ، س 7 ، قوله :
« تير ماننده دبير آمد * مشترى خازن وزير آمد » .
تير ستاره عطارد است كه يكى از سيّارات هفتگانه است بدين ترتيب كه در اين شعر آمده است :
در فلك هفت كوكب سيّار * آفريده خداى عزّ و جل
قمر است و عطارد و زهره * شمس و مريخ و مشترى و زحل
و فارسى هر يك به ترتيب بيت مذكور اين است :
كواكب مه و تير و ناهيد ميدان * چو خورشيد و بهرام و برجيس و كيوان
و در علم احكام نجوم در مدلولات كواكب ، عطارد كوكب دبيران و خواجگان و بزرگان و اهل ديوان و اكابر و حكيمان و شاعران و منجّمان است . در زمان جوانى كه بهار زندگانى بود بر اثر روى آوردن برخى از احوال كه آن را در