وَ لا فِي الْأَرْضِ .
« 1 »
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ . . . .
« 2 »
ص 119 ، س 3 ، قوله :
« دل نگهدار و نفس دست بدار * كاين چو باز است و آن چو بوتيمار » .
بوتيمار بر وزن موسيقار ، مرغى است كه آن را غم خورك نيز گويند ، و آن را به تازى مالك الحزين نامند . و او پيوسته در كنار آب نشيند و از غم آن كه مبادا آب كم شود با وجود تشنگى آب نخورد .
ص 119 ، س 8 ، قوله :
« بر دو سوى سر آن دو گوش چو نيو * چه كنى از پى خروش و غريو » .
نيو بر وزن ديو به معنى ناودان آمده است كه در اينجا مراد است ، و آن را معانى ديگر از قبيل پهلوان و شجاع و دلاور و بهادر آمده است كه مناسب با بيت نيستند .
قوله :
« كودكى رو ز ديو چشم بپوش * تا بننهد سرت ميان دو گوش » .
رو ، امر است ، يعنى برو چشم از ديو بپوش . و چون در پيش از دو بيت گفت گوش سر دوست - يعنى دو تا است - و گوش عشق يكى است ، در اين بيت گفت برو چشم از ديو بپوش تا سرت را ميان دو گوش ننهد فافهم .
ص 119 ، س 11 ، قوله :
« ربع مسكون چو از طريق شمار * شد به فرسنگ بيست و چهار هزار » .
بدان كه قطر كره زمين « 2545 » فرسنگ است . پس اگر دو بار بر خود ضرب شود و حاصل آن كه « 16484028625 » است ، در « 14 / 3 » ضرب شود مساحت همه سطح كره زمين به دست مىآيد كه « 55 / 51759749282 » است ، و چون بخش بر « 4 » شود مساحت ربع آن به دست مىآيد كه « 63 / 12689937320 » است .
هامش
( 1 ) - سورهء سبا ، آيهء 22 .
( 2 ) - سورهء يوسف ، آيهء 41 .