الشيخ الموالي الولي ( قدس سره العزيز ) از طبقه رابعه ، نام او جعفر بن يونس است . در كتاب انساب سمعانى مسطور است كه شبلى نسبت اوست به قريه اسروشنه كه آن را شبليه مىگويند . . . و آنچه در مجلس اول از عادت تهنيت كردن شبلى علويه را در روز غدير و نكتهپردازى او در بعضى از مقدّمات تقرير امامت و كرامت حضرت امير سبق تقرير و تحرير يافته در صحت عقيده و صفاى ضمير او دليلى بىنظير و بيانى دلپذير است ، به آنجا رجوع نمايند . شبلى هشتاد و هفت سال عمر يافته و در سنه اربع و ثلاثين و ثلاثمائه به روضه رضوان شتافت .
كه برون آى . . . نظامى گويد :
پرده برانداز برون آى فرد * گر منم آن پرده هم اندر نورد
تا به تو اقرار خدايى دهند * بر عدم خويش گواهى دهند
لمن الملك گويد او . . . اشارت است به كريمه 16 سوره مؤمن قرآن كه آن را سوره غافر نيز گويند
يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ .
ص 116 ، س 14 ، قوله :
« خويشتن بينى از نهاد و قياس * گرد خود گشته همچو گاو خراس » .
خراس بر وزن پلاس آسياى بزرگى را گويند كه آن را با چاروا گردانند نه به آب ( برهان قاطع ) .
و بار در بيت بعد آن به معنى رخصت و اجازه است . يعنى اگر از خودت دست بردارى به اندازه دو بار دم برآوردن و نفس كشيدن به درگاه خداى سبحان بار يا بى .
خواجه حافظ گويد :
صد ملك دل به نيم نظر مىتوان خريد * خوبان در اين معامله تقصير مىكنند
ص 117 ، ص 15 ، قوله :
« حاتم آنگه كه كرد عزم حرم * آن كه خوانى ورا همى به اصمّ » .
يعنى مراد از اين حاتم ، حاتم اصمّ است كه ازجمله عرفاء و زهّاد بود ، نه حاتم طائى مشهور در سخاوت . مرحوم حاج شيخ عباس قمى در هدية الأحباب