بهر جا كه خواهد پرواز مىكند .
لذا آن جناب را جعفر طيّار گويند « 1 » .
در قصيده رائيه ديوان حكيم سنائى كه زيادت از صد و هشتاد بيت است ، و به قول عارف جامى در نفحات الانس آن را « رموز الانبياء و كنوز الأولياء » نام نهادهاند آمده است :
همچو نمرود قصد چرخ مكن * با دو تا كركس و دو تا مردار
كز دو بال سريش كرده نشد * هيچ طرّار جعفر طيّار
ص 108 ، س 11 ، قوله :
« تا جدايى ز نور موسى تو * روز كورى چو مرغ عيسى تو »
مرغ عيسى خفّاش است كه آن را وطواط نيز گويند ، و به فارسى شبپره گويند ، و خفّاش بر وزن رمّان است . قوله سبحانه :
وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي .
« 2 » در تفسير آن فرمودهاند :
ان عيسى ( عليه السلام ) صنع من الطين كهيأة الخفاش و نفح فيه فصار طائرا ، و لذا سمّاه بعضهم بطائر عيسى .
خفاش را چشم كوچك ناتوان است ، شگفت اين كه در شب مىبيند نه در روز ، و ماده آن ولود است و مانند زنان حيض مىبيند ، و اوصاف آن در نهج البلاغه امام امير المؤمنين على ( عليه السلام ) خواندنى و شنيدنى است . سعدى گويد :
گر نبيند به روز شبپره چشم * چشمه آفتاب را چه گناه
ص 109 ، س 11 ، قوله :
« اندكى زو حيات انسانست * باز بسيارش آفت جان است » .
نظامى گنجوى گويد :
آب ارچه همه زلال خيزد * از خوردن پرملال خيزد
هامش
( 1 ) - منتهى الآمال ، ج 1 ، چاپ رحلى سنگى ، ص 31 .
( 2 ) - سورهء مائده ، آيهء 111 .