تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
ص 101 ، س 8 ، قوله :
« سحره از لطف گفت أن لاضير * باعزازيل قهر كرد أنا خير »
سحره از لطف . . . از آيه دهم تا شصت و نهم سوره شعراى قرآن كريم حكايت از واقعه حضرت موسى كليم الله با فرعون است ، از آن‌جمله سحره فرعون پس از تهديد فرعون مر آنان را به عقوبت گفتند :
لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ .
با عزازيل قهر كرد . . . عزازيل ابليس است كه فرمان خدا را اطاعت نكرد و از سجده آدم اعراض كرد و تكبر نمود و « أنا خير منه » گفت . قوله سبحانه :
وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ .
« 1 » ص 106 ، س 11 ، قوله :
« كار روزى چو روز دان به درست * كه ره‌آورد روز روزى توست سفله دارد ز بهر روزى بيم * نخورد ديگ گرم‌كرده حكيم » .
ره‌آورد ، عقر راه است يعنى سوغات سفر . ديگ گرم كرده آن است كه كسى يك روز طعام زيادى طبخ كند و تا چند وقت دوباره آن را گرم كند و بخورد . و مرادش آن است كه مرد حكيم دانشمند چون توكل به خدا دارد و او را رازق مىداند چنين كارى نمىكند يعنى ديگ گرم كرده نمىخورد زيرا روزى هر روز را از طرف خداوند مقدر مىداند و بيم روزى ندارد ، آن سفله است كه بيم روزى دارد . ص 107 ، س 2 ، قوله :
« كدخدايى خدايى است به رنج * خاصه آن را كه نيست حكمت و گنج » .
شيخ عطار فرمايد :
با خرد دوش در سخن بودم * كشف شد بر دلم مثالى چند
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف ، آيهء 11 ، 14 .