المجوس من الثنويّة يقولون : إنّ فاعل الخير يزدان ، و فاعل الشرّ اهرمن ، و يعنون بهما ملكا و شيطانا ، و اللّه تعالى منزه عن فعل الخير و الشرّ ؛ و المانوية يقولون : إنّ فاعلهما النور و الظلمة ؛ والد يصانية يذهبون إلى مثل ذلك . . . .
از عبارت خواجه دانسته شده است كه گبر در مقابل ثنوى نيست بلكه گبر هم ثنوى است ، و شايد عبارت سنائى « منويست » مخفف مانويست بوده است . به كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد به تصحيح و تعليق نگارنده رجوع بفرماييد ( ص 238 ) .
ص 100 ، س 14 ، قوله :
« قاف قهرش اگر برون تازد * قاف را همچو سيم بگذارد » .
مراد از قاف در مصراع دوم كوه قاف است كه به بزرگى مشهور است . و روايات آن در تفاسير سورهء قاف مذكور است .
ص 100 ، س 17 ، قوله :
« باز قهرش چو آيد اندر كار * كشف سر دركشد كشف كردار » .
كشف دومى در مصراع دوم به فتح كاف و شين به معنى لاكپشت است كه آن را به فارسى باخه و سنگپشت نيز گويند . و به مازندرانى كوز بر وزن كشف گويند ؛ و عربى آن سلحفات است .
ص 101 ، س 1 ، قوله :
« كشت قهرش چو آمد اندر جنگ * باشه ملك را به پشه لنگ » .
باشه پرندهاى شكارى است ، معرّب آن باشق است . عارف رومى در دفتر چهارم مثنوى گويد :
جمله ذرات زمين و آسمان * لشكر حقند گاه امتحان
باد را ديدى كه با عادان چه كرد * آب را ديدى كه در طوفان چه كرد
آنچه بر فرعون زد آن بحر كين * وانچه با قارون نموده است اين زمين
وانچه آن بابيل با آن پيل كرد * وانچه پشه كله نمرود خورد
وانكه سنگ انداخت داودى بدشت * گشت سيصد پاره و لشكر شكست