تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
كه اعتماد را اعتميد كرده است . و ديگرى گويد :
روزى كه زمانه در نهيبت باشد * بايد كه در آن روز شكيبت باشد نى پاى هميشه در ركيبت باشد * بد نيز چو نيك در حسيبت باشد
ص 98 ، س 17 ، قوله :
« هر كه آزاد كرد آنجايست * حلقه در گوش و بند برپايست » .
به اضافه آزاد كرد به آنجايست ، يعنى هر كه آزاد شده آنجايست . ص 99 ، س 6 ، قوله :
« چون از اين شاخها شدى بىبرگ * دستها در كمر كنى با مرگ » .
يعنى دست در كمر مرگ زنى و گويى :
مرگ اگر مرد است گو نزد من آى * تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ من از او عمرى ستانم جاودان * او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ
ص 99 ، س 16 ، قوله :
« شكر گوى از پى زيادت را * عالم الغيب و الشهادت را » .
يعنى براى زيادت ، خداى عالم الغيب و الشهادة را شكر گوى . اشاره است به كريمه
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ .
« 1 » ص 99 ، س 20 ، قوله :
« گيرم ارمويها زبان گردد * هر زبان صد هزار جان گردد تا بدان شكر او فزون گويند * شكر توفيق شكر چون گويند » .
توفيق شكر مقتضى شكر ديگر است . در خبر است : « أشكرك حقّ شكرك ، و شكرى اياك نعمة منك » ، « ربّ كم من نعمة . . . قلّ لك عندها شكري » . اين شاعر به اين مضمون گفته است :
اذا كان شكري نعمة اللّه نعمة * علىّ لها في مثلها يجب الشكر فكيف بلوغ الشكر الّا بفضله * و ان طالت الأيام و اتصل العمر
هامش
( 1 ) - سورهء ابراهيم ، آيهء 8 .