تحسين كردن و ايمان به آنچه كه از حق تعالى ديده و شنيده أشرف موجودات شد - اگر مه بكسر ميم باشد - ، و يا ماه عالمتاب شد كه ستارهاى بدرخشيد و ماه مجلس شد ، اگر مه مخفف ماه باشد ؛ و نيز چون موسى كليم اللّه داراى يد بيضاء شده است ، و همچنين به صفات ابراهيم خليل متصف شده است ، آرى
حسن يوسف دم عيسى يد بيضا دارى * آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى
ص 92 ، س 18 ، قوله :
« پيش تا صور در دهد آواز * خويشتن را بكش به تيغ نياز » .
يعنى پيش از آن كه دست مرگ به گريبانت رسد و نفخه صور آواز دهد ، خويش را فانى در باقى كن . حديث رسول الله است كه « موتوا قبل أن تموتوا » .
پيشتر از مرگ خود اى خواجه مير * تا شوى از مرگ خود اى خواجه مير
داستان بازرگان و طوطى دفتر اول مثنوى عارف رومى در اين مقام خيلى مطلوب است ، و مطلع آن اين است :
بود بازرگان و او را طوطئى * در قفس محبوس زيباطوطئى
ص 94 ، س 8 ، قوله :
« ور بود رأى او سوى بيداد * ملك خود داد سر بسر بر باد » .
در جلد اول جامع السعادات نراقى ( ط 1 ، ص 87 ) آمده است :
ورد في الآثار أن السلطان إذا كان عادلا كان شريكا فى ثواب كل طاعة تصدر عن كل رعية ، و إن كان جائرا كان سهيما في معاصيهم . و قال ( صلّى الله عليه و آله ) :
« أقرب الناس اليه يوم القيامة إلى الله تعالى الملك العادل ، و أبعدهم عنه الملك الظالم » . و عنه ( صلّى الله عليه و آله ) : « عدل ساعة خير من عبادة سبعين سنة » .
و در اواخر نهج البلاغة آمده است : « قال ( عليه السلام ) : السلطان وزعة اللّه في ارضه » .
و لكن سخن در مصداق ملك عادل است .
ص 94 ، س 14 ، قوله :
« جور با حكم او همه داد است * عمر بىياد او همه باد است »