كان سيدا قرشيا .
خواجه حافظ گويد :
مرد خداشناس كه تقوى طلب كند * خواهى سفيد جامه و خواهى سياه باش
عارف رومى در دفتر سوم مثنوى گفت و شنودى را از بلال و جفت او در هنگام ارتحال بلال نقل مىكند كه خيلى دلنشين است و مطلع آن اين است :
چون بلال از ضعف شد همچون هلال * رنگ مرگ افتاد بر روى بلال
جفت او ديدش بگفتا وا حرب * پس بلالش گفت نه نه وا طرب
ص 90 ، س 6 ، قوله :
« طاعت و معصيت ترا ننگست * ورنه زى او برنگ يكرنگ است » .
عارف رومى در دفتر دوم مثنوى گويد :
ما برى از پاك و ناپاكى همه * از گران جانى و ناپاكى همه
من نگردم پاك از تسبيحشان * پاك هم ايشان شوند و درفشان
ص 91 ، س 2 ، قوله :
« نزد تست آنكه از پى شو و آى * كاسه تو چهار دارد پاى »
شو و آى ، يعنى برو و بيا . كاسه بدن طبيعى تو از چهار عنصر تركيب شده است ص 91 ، س 6 ، قوله :
« از تو زارى نكوست زور بدست * عور زنبور خانه شور بدست » .
شور به چند معنى آمده است و در اينجا به معنى برهم زدن و ويران كردن لانه زنبور است . سعدى گويد :
چو زنبور خانه بياشوفتى * حذر كن از آنجا كه سخت اوفتى
به خصوص اگر ويران كننده لانه زنبور برهنه و عور باشد كه سخت آسيب مىبيند .