تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
ص 92 ، س 13 ، قوله :
« لفظ يسعى بخوان كه اندر نشر * طرّقوا گوى مؤمن است به حشر » .
يسعى اشاره به آيه هشتم سوره تحريم قرآن كريم است :
يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
در تفسير صافى در ضمن همين آيه از حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) روايت شده است كه : « فمن كان له نور يومئذ نجى ، و كل مؤمن له نور » . و مراد از نشر يوم نشور است كه روز قيامت است . در آيات و روايات از ظهور و بروز هر چيز تعبير به يوم شده است ؛ و قال رسول الله ( صلى الله عليه و آله و سلّم ) : « من مات فقد قامت قيامته » فافهم .
محشر تو آخر طول زمانى و من * هر دميم محشر ديگرى از سر بود
ص 92 ، س 14 ، قوله :
« مصطفى گفت خه از آن مه شد * دست موسى خليل أوّه شد » .
خه بفتح اول و سكون ثانى بر وزن به ، و به معنى به است كه كلمه تحسين است . و خه‌خه يعنى به‌به ؛ و عرب آن را به تعريب بخ‌بخ گويد . و مه بكسر ميم به معنى بزرگ باشد چه بزرگتر را مهتر گويند ، جز اين كه در اين صورت با كلمه أوّه مخفّف أوّاه مناسب نيست مگر اينكه به حكم ضرورت شعرى به فتح ميم خوانده شود و يا مخفّف ماه باشد و خليل أوّه اشارت است به كريمه
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ
كه آيه 115 سوره توبه است ، و نيز به كريمه
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ
كه آيه 77 سوره هود است ، پس أوّه مخفّف أوّاه است براى ضرورت شعرى . و دست موسى اشاره است به يد بيضاى حضرت كليم الله ( عليه السلام ) كه در چند جاى قرآن ذكر شده است ، از آن جمله اين كه :
وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى .
« 1 » پس معنى بيت چنين است كه رسول خاتم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) بر اثر
هامش
( 1 ) - طه ، آيهء 33 .