زهر مار آن مار را باشد حيات * نسبتش با آدمى آمد ممات
پس بد مطلق نباشد در جهان * بد به نسبت باشد اين را هم بدان
ص 87 ، س 10 ، قوله :
« پاى طاوس اگر چو پر بودى * در شب و روز جلوهگر بودى » .
سعدى در حكايت هشتم باب دوم گلستان گويد :
طاوس را به نقش و نگارى كه هست خلق * تحسين كنند و او خجل از پاى زشت خويش
ص 88 ، س 1 ، قوله :
« ساخت دولابى از زبر جد ناب * كوزه سيمين ببست بر دولاب » .
دولاب كنايه از چرخ فلك است ، و ناب به معنى خالص است ، و كوزه سيمين كنايه از شمس يا قمر است و با قمر مناسبتر است بلكه متعين است .
و خواجه حافظ از شمس و قمر به زر و سيم تعبير كرده است كه گفت :
نه طبق سپهر و آن قرصه سيم و زر كه هست * از لب خوان حشمتت سهلترين نواله باد
در علم احكام نجوم ، در دلالت جوهرى كواكب ، شمس دال بر زر است ، و قمر بر سيم ، چنان كه جناب خواجه طوسى در فصل بيست و هشتم سى فصل بدان تنصيص فرموده است .
ص 88 ، س 17 ، قوله :
هست روشنتر از ضياء هلال * كشف حال هلال و كفش بلال
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ .
« 1 »
از امام سجاد ( عليه السلام ) مروى است كه :
ان الجنّة خلقت لمن اطاع و ان كان عبدا حبشيا ، و النار خلقت لمن عصى و إن
هامش
( 1 ) - سورهء حجرات ، آيهء 14 .