وَ مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذلِكَ وَ كُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ ؛
« 1 »
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ .
« 2 »
ص 81 ، س 17 ، قوله :
« مطلع بر ضمائر و اسرار * نوز ناكرده بر دل تو گذار » .
نوز مخفّف هنوز است . عارف رومى در دفتر اول مثنوى گويد :
ما نبوديم و تقاضامان نبوديم * لطف تو ناگفته ما مىشنود
ص 83 ، س 1 ، قوله :
« خواه اميد گير و خواهى بيم * هيچ بر هرزه نافريد حكيم » .
ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ .
« 3 »
هر آن نقشى كه در صحرا نهاديم * تو زيبا بين كه ما زيبا نهاديم
ص 84 ، س 11 ، قوله :
« ترسم اندر طريق شارع دين * همچنانى كه احول كژبين » .
خواجه حافظ گويد :
پاكبين از نظر پاك به مقصود رسيد * احول از چشم دوبين در طمع خام افتاد
ص 86 ، س 19 ، قوله :
« خير و شر نيست در جهان سخن * لقب خير و شر به توست و به من » .
در نظام هستى و دار وجود هيچ موجودى در حدّ خود شرّ نيست ، سخن از نقص و شر به قياس و نسبت پيش مىآيد . از درس دوازدهم تا درس نوزدهم كتاب دروس معرفت نفس در اين موضوع بحث شده است . عارف رومى در دفتر چهارم مثنوى گويد :
در زمانه هيچ زهر و قند نيست * كه يكى را پا دگر را بند نيست
هامش
( 1 ) - سورهء انبياء ، آيهء 81 ، 82 .
( 2 ) - سورهء نمل ، آيهء 18 .
( 3 ) - سورهء احقاف ، آيهء 4 .