چه نيكو فرموده است :
جلّ جناب الحق عن أن يكون شريعة لكل وارد أو يطلع عليه إلّا واحد بعد واحد . . .
و عارف رومى نيز در مثنوى نيكو سروده است كه :
ياد او اندر خور هر هوش نيست * حلقه او سخره هر گوش نيست
در رساله زينون كبير تلميذ ارسطو طاليس كه در مبدأ و معاد است آمده است :
قال زينون : قال معلّمى ارسطو طاليس حكاية عن معلّمه افلاطون : إن شاهق المعرفة أشمخ من أن يطير إليه كلّ طائر ، و سرادق البصيرة أحجب من أن يحوم حوله كلّ سائر . ( طبع حيدرآباد دكن ، ص 8 ) .
و نيز جناب بابا طاهر چه نيكو گفته است :
غم عشق ته كى در هر سر آيو * همايون كى بهر بوم و برآيو
ز عشقت سرفرازان كاميابند * كه خور اول به كهسا ران برآيو
ص 67 ، س 3 قوله :
« از درونت نگاشت صنع إله * نه ز زرد و سپيد و سرخ و سياه »
اشاره به اخلاط اربعه است كه دم و صفراء و بلغم و سوداءاند . دم و صفراء حارّند ، آن حار رطب است و اين حارّ يابس ؛ و بلغم و سوداء باردند ، آن بارد رطب است و اين بارد يابس . دم ، سرخ است و صفراء زرد و بلغم سپيد و سوداء سياه . فصل دوم مقاله نخستين قانونچه چغمينى در بيان اخلاط اربعه است .
اين بيت استفهام تقريرى است ، گويد : نه چنين است كه خداوند متعال درون تو را از اخلاط اربعه نگاشت ؟ يعنى آرى خداوند درون انسان را از آنها نگاشت .
ص 67 ، س 11 قوله :
« گفت گنجى بدم نهانى من * خلق الخلق تا بدانى من » .
اشارت است به حديث « كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف » .
ص 68 ، س 7 ، قوله :
« سوى حق شاه راه نفس و نفس * آينه دل زدودن آمد و بس » .