تصنيف كرده است :
1 - دروس معرفت نفس به فارسى كه تاكنون به صد و پنجاه درس رسيده است و مكرر طبع شده است .
2 - گنجينه گوهر روان به فارسى كه جامع براهين تجرّد نفس ناطقه است .
3 - الحجج البالغة على تجرّد النفس الناطقه كه به عربى نوشته شده است .
4 - عيون مسائل النفس كه شصت و شش عين در معرفت نفس به عربى است .
5 - سرح العيون في شرح العيون كه شرح عيون مسائل النفس به عربى است و نيز مكرر به طبع رسيده است .
در هر يك از صحف يادشده در تجرّد نفس اعمّ از تجرّد در مرحله خيال ، و تجرّد تام عقلانى آن ، و فوق تجرّد نفس ناطقه انسان بحث شده و مبرهن گرديده است .
6 - كتاب ديگر ما به نام دروس اتحاد عاقل به معقول را اهميّت بسزاست كه در آن مبرهن مىشود علم و عمل جوهر و انسانسازند ، و هر كس مهمان سفره خود است ، و سفرهاش خود اوست .
اين كتاب در بيست و سه درس به فارسى نوشته شده مكرر به طبع رسيده است .
ص 73 ، س 5 ، قوله :
« هر كه او تخم كاهلى كارد * كاهلى كافريش بار آرد »
وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ
« 1 » .
ص 73 ، س 8 و 9 ، قوله :
« از پى كارت آفريدستند * جامه خلعتت بريدستند
تو بخلقان چرا شوى قانع * چون نگردى بدان حلل طامع » .
در بعضى نسخ به جاى « خلعتت » خلقتت آمده است ؛ و لكن با حلل ، خلعت مناسب است . و خلقان - به قرينه خلعت و حلل - بايد به ضم خاء بر وزن سلطان ، جمع خلق بفتحتين به معنى كهنه باشد . و اگر جمع خلق باشد معنى
هامش
( 1 ) - سورهء محمد ، آيهء 40 .