المناسبة بين ما لايتناهى و بين المتناهي . . . .
مآل اين حكم حكيم به همان قول فصل قويم است كه در اوّل گفتهايم .
ذات او هم به دو توان دانست ، در اول دعاى صباح حضرت وصي امام على ( عليه السلام ) آمده است : « يا من دلّ على ذاته بذاته » آفتاب آمد دليل آفتاب . قرص بس رخشنده آمد ديدهها خفّاشى است . اين سخن اشارت به برهان صدّيقين است ، و آن را در رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم در حدّ توان تقرير و تحرير كردهايم ( ط 1 ، ص 115 ) .
ص 63 ، س 3 قوله :
« عقل حقش بتوخت نيك بتاخت * عجز در راه او شناخت شناخت » .
توختن به معنى ادا كردن و گزاردن است ؛ و تاختن دويدن است . عقل حق خويش را ادا كرد كه نيك دويد و بدينجا رسيد كه عجز در راه شناخت او شناخت است . در ديوان منسوب به حضرت وصيّ امام على ( عليه السلام ) ، در بيان عجز عقول خلايق از ادراك حقيقت خالق آمده است :
العجز عن درك الإدراك إدراك * و البحث عن سرّ ذات السرّ إشراك
به صفحه 342 شرح حسين ميبدى ( چاپ اول ، سنگى ) رجوع شود .
معلّم ثانى ابونصر فارابى در فص پنجاه و ششم فصوص فرمايد :
الذات الأحديّة لاسبيل إلى ادراكها بل تدرك بصفاتها ؛ و غاية السبيل إليها الاستبصار بأن لاسبيل إليها ، تعالى عمّا يصفه الجاهلون .
به شرح اين كمترين بر آن به نام نصوص الحكم بر فصوص الحكم رجوع شود .
( ط 1 ، ص 349 - 363 ) . و نيز به كلمه 139 كتاب ما هزار و يك كلمه رجوع شود .
ص 63 ، س 10 قوله :
« چون تو در علم خود زبون باشى * عارف كردگار چون باشى » .
و مانند مضمون اين بيت در بعد نيز بدين صورت گفته آيد :
آنك او نفس خويش نشناسد * نفس ديگر كسى چه پرماسد
اشاره به يكى از وجوه معانى حديث شريف « من عرف نفسه فقد عرف ربه » است .