خلق داده شود . پس بدان كه در خلق تقدير است و عقل مخلوق است ، و صادر اول رقّ منشور همه مخلوق از عقل اول تا هيولاى اولاى عالم طبيعت است ، و مطلق از قيد تقدير است چنان كه حق سبحانه منزه از اين قيد اطلاق است ، و به عبارت ابن فنارى در مصباح الانس : « انّ الوجود العام لكونه بسيطا في ذاته كالأول بعينه لولا تقيّد بنسبة العموم . . . » ( ط 1 ، چاپ سنگى رحلى ، ص 70 ، س 3 ) . مراد از اول حق تعالى است كه يكى از اسماى حسنى إلهى « اول » است ، قوله سبحانه :
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ .
و مراد از وجود عام همان صادر نخستين است و او را اسامى گوناگون است .
نگارنده هشتاد و يك اسم صادر اول را در كلمه 279 كتاب هزار و يك كلمه با ذكر مصادر آنها كه صحف نورى عرفانىاند گرد آورده است .
اين مقصد أقصى و مرصد أسنى را - اعنى بحث از صادر اول و خلق اول را در رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم به فارسى تقرير و تحرير كردهايم ( ط 1 ، ص 84 ) .
ص 63 ، س 2 قوله :
« به خودش كس شناخت نتوانست * ذات او هم به دو توان دانست » .
شناختن ، دانش است و دانش به چيزى به احاطه بدان چيز حاصل شود ، و در بصائر از امام ابو جعفر باقر ( عليه السلام ) روايت شده است كه : « من حدّ شيئا فهو اكبر منه » « 1 » ؛ و حق سبحانه محيط على الاطلاق بر ما سوايش است ، پس چگونه ممكن محاط ، محيط بر واجب محيطش شود تا بدان علم اكتناهى پيدا كند و حال اين كه من حدّ شيئا فهو اكبر منه ؛ فافهم .
صدر الدين قونوى در نفحه 28 نفحات ( ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 175 ) در تعذر احاطه به معرفت حق تعالى گويد :
هل تعلم ما سبب تعذّر الإحاطة العلمية بالحق ؟ السبب الأقوى في ذلك عدم
هامش
( 1 ) - انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه ، ط قيام ، ص 248 .