است ، در مسائل توبه از ديدگاه بحث كلامى اهميّت بسزا دارد .
ص 60 ، س 9 و 10 قوله :
« نامهاى بزرگ محترمت * رهبر جود و نعمت و كرمت
هر يك افزون ز عرش و فرش و ملك * كان هزار و يكست و صد كم يك » .
در آخر عنوان « في المجاهدة » از همين باب توحيد و تمجيد گويد :
صفت ذات او به علم بدان * نام پاكش هزار و يك بر خوان
دعاى جوشن كبير حاوى هزار و يك اسم الهى است چه اين كه آن صد بند يعنى صد فصل است و نود و نه فصل آن هر يك مشتمل بر ده اسم إلهى است ، و فصل پنجاه و پنجم آن را يازده اسم الهى است .
صد كم يك ، يعنى نود و نه اسم إلهى كه ناظر به فرموده رسول الله است : « إن للّه تبارك و تعالى تسعة و تسعين اسما ، مائة إلا واحد ، من أحصاها دخل الجنّة ، و هى . . . » .
نگارنده را رسالهاى وجيز و عزيز به نام كلمه عليا در توقيفيّت اسماء است كه مكرر به طبع رسيده است . اين رساله به عدد درهاى بهشت در هشت باب است ، باب پنجم آن در بيان عدد اسماء الله و ذكر مآخذ و مصادر آن است كه آنچه بايد در اين جا گفته شود در آن باب گفته شده است ، خواننده گرامى را بدان رساله ارجاع مىدهيم .
و كلمه 270 كتاب هزار و يك كلمه نگارنده در معنى احصاى اسماء است .
ص 60 ، س 17 قوله :
« عجز ما حجّت تمامى اوست * قدرتش نائب اسامى اوست » .
عارف رومى در دفتر اول مثنوى گويد :
نقصها آيينه وصف كمال * و آن حقارت آينه عزّ و جلال
زان كه ضد را ضد كند پيدا يقين * زانكه با سركه پديد است انگبين
هر كه نقص خويش را ديد و شناخت * اندر استكمال خود ده اسبه تاخت
زان نمىپرد بسوى ذوالجلال * كو گمانى مىبرد خود را كمال
علّتى بدتر ز پندار كمال * نيست اندر جان تو اى ذو دلال