تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
و ذلك يدلّ على اطباق الكل على أنّ عليا كان يجهر ببسم اللّه الرحمن الرحيم ، ان عليا ( عليه السلام ) كان يبالغ في الجهر بالتسمية فلمّا وصلت الدولة الى بنى أميّة بالغوا في المنع من الجهر سعيا في ابطال آثار على ( عليه السلام ) ، ان الدلائل العقلية موافقة لنا ، و عمل على بن ابى طالب ( عليه السلام ) معنا ، و من اتخذ عليا اماما لدينه فقد استمسك بالعروة الوثقى فى دينه و نفسه . . . حالا در وجه جهر به بسم الله الرحمن الرحيم ، تمسّك بجوييم مثلا به كريمه
فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً
« 1 » ، و بگوييم همانگونه كه به نام پدرانتان و انتساب بدانها افتخار مىكنيد ، و با دهن پر آنها را نام مىبريد و رجز مىخوانيد كه « اولئك آبائى فجئنى بمثلهم » خداى سبحان را بدان گونه يا شديدتر از آن نام ببريد . آيا اين گونه تمسّك را علّت برهانى و واقعى حكم شرعى بايد دانست ، يا بيان استحسانى و خطابى آن است ؟ خوض در اين موضوع - چنان كه اشاره نموده‌ايم - مستلزم تدوين كتابى است ،
لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً .
در خاتمه مطلب ديگرى را كه درباره متأله سبزوارى يادداشت كرده‌ايم تا در اين فرخنده محضر به عرض برسانيم اين كه آن جناب هرجا كه در علم حروف و اوفاق و اسرار اعداد وارد شده است بسيار موزون و درست و حساب شده بحث فرموده است ، اما عمق معلوماتش در رشته‌هاى ارثماطيقى تا چه اندازه بوده است آگاهى نداريم . به عنوان نمونه به شرح اسماء ، ص 35 و 64 و 100 ، ط ناصرى ، و همچنين به لئالى منتظمه ، ص 10 ، و غرر الفرائد ، ص 270 ، ط ناصرى ، رجوع شود . و همينگونه هرجا كه به مسائل ادبى اشارتى مىفرمايد ، اشارتش حاكى از تضلّع آن جناب در ادبيات است
وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ .
آرى محصّلين زمان ما از علماى پيشين حوزه‌هاى علمى سرمشق بگيرند و بدانها تأسّى كنند كه در تحصيل علم قناعت ناپسند است . اى عزيز آگاهى به مشتى
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 201 .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 188 | حسن حسن زاده آملى