محيى الدين عربى در فص موسوى فصوص الحكم در بيان حركت حبى گويد :
و كذلك تكمل مراتب الوجود فإن الوجود منه ازلى ، و منه غير ازلى و هو الحادث ؛ فالازلى وجود الحق لنفسه و غير الأزلى وجود الحق بصور العالم الثابت ، فيسمّى حدوثا لأنه يظهر بعضه لبعضه ، و ظهر لنفسه بصور العالم فكمل الوجود فكانت حركة العالم حبّية للكمال فافهم ( شرح قيصرى بر فصوص الحكم ، ط 1 ، ناصرى ، ص 457 )
به تعليقات ما بر غرر الفرائد ( ط 2 ، ج 2 ، ص 293 و 294 ) رجوع شود .
غرض اين كه بنده به نوبه خودم مطلبى كه تأسيسا از جناب متأله سبزوارى يافته باشم همين اصطلاح حادث اسمى است و حال اين كه آن را شيخ اكبر در فصّ موسوى فصوص الحكم به چند قرن قبل از او گفته است .
انسان با فقدان شفاء و اشارات شيخ رئيس ، و شرح اشارات خواجه طوسى ، و فتوحات و فصوص شيخ اكبر محيى الدين ، و شرح علامه قيصرى بر فصوص الحكم ، و مصباح الانس ابن فنارى ، و اسفار صدر المتألهين در بيان معارف الهى كتاب و سنت ، احساس غربت و خلأ مىكند .
انصاف اين است كه با قطع نظر از اعتراضات مذكور و غيرها كه به سيرت مألوف مؤلفين بر متأله سبزوارى ، به عرض رساندهايم ؛ صحف نورى آثار قلمى آن جناب همان گونه كه در صدر سخن گفته آمد ، حايز القاءات سبّوحى و اصول و امهات وجيز و عزيز ، و رصين و متين در معارف حقّه إلهيهاند .
اين كمترين به عنوان حقشناسى عرض مىكند كه از هر يك از مأدبههاى روحانى آن عالم بزرگ ربّانى لقمهها و طعمهها برداشته است ( رضوان اللّه تعالى عليه ) .
مطلب ديگر كه يادداشت كردهايم تا به عرض برسانيم اين كه متأله سبزوارى علاوه بر اين كه حكيم صمدانى بوده است ، فقيه ربّانى نيز بوده است جز اين كه اختصاص به درس و بحث حكمى موجب شده است كه فقط به همين سمت حكيم شناخته شده است و بدان شهرت يافته است .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٨٤