« فصل في تفصيل مذاهب الناس في علمه تعالى بالأشياء » ( اسفار ، ط 1 رحلى ، ج 3 ، ص 37 ؛ و ط 2 ، ج 6 ، ص 180 ) .
عبارت اسفار در فصل مذكور اين است :
و ربما قيل في وجه الضبط : إن من اثبت علمه تعالى بالموجودات فهو إما أن يقول بثبوت المعدومات - سواء نسبها إلى الخارج كالمعتزلة ، أو الى الذهن كبعض مشايخ الصوفية مثل الشيخ العارف المحقق محيى الدين العربى ، و الشيخ الكامل صدر الدين القونوى كما يستفاد من كتبهما المشهوره - أم لا . . . »
سپس صاحب اسفار ، بعد از فصل يادشده وارد در نقض و ابرام اقوال مذكور در علم بارى تعالى گرديده است . خواننده محقق را به مفاتيح الاسرار لسلّاك الأسفار كه تعليقات اين حقير بر اسفار است ارجاع مىدهيم .
عقيده من بر اين رأى رصين سخت استوار و پايدار است كه عرفان اصيل اسلامى ، تفسير انفسى قرآن كريم و روايات صادر بيت عصمت و طهارت است ؛ و قرآن كه كشف تام و اتمّ محمدى ( صلّى الله عليه و آله و سلم ) است عين برهان و عرفان است . صاحب فتوحات مكيّه گفته است : « نحن زدنا مع الايمان بالأخبار كشفا » ؛ و صاحب اسفار گفته است : « نحن زدنا مع الايمان بالأخبار برهانا » ، و هر يك لسان صدق معاضد ديگرى است .
در اين مرصد اسنى و مقصد أعلى ، رسالهاى وجيز و عزيز به نام قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند در يك مقدمه و ده فصل نوشتهايم كه به حمد الله سبحانه مكرر به طبع رسيده است و مقبول طبع مردم صاحب نظر گرديده است و دانشگاه تهران آن را كتاب سال شناخته است . و در مجله العلوم الانسانية به عربى ترجمه شده است ، و به اسم لايفترق القرآن و العرفان و البرهان به طبع رسيده است . منطق حق آن رساله اين است كه دين خدا محض برهان است ، و آن آيهاى كه عرفان و برهان نيست كدام است ؟
و رساله ديگر به نام عرفان و حكمت متعاليه نوشتهايم كه مصادر و مآخذ آراء قويم و حكيم اسفار را از كتب قيّم عرفانى يافتهايم و نقل كردهايم ، و اسفار را شرح
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٨٢