تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
بيان اعيان ثابته به اصطلاح عرفان ، درست و بىدغدغه حرف نزده است چه اين كه گويد : الشيخ العربى و اتباعه جعلوا الأعيان الثابتة اللازمة لأسمائه تعالى في مقام الواحدية علمه تعالى ؛ و هذا ايضا مزيّف من حيث اثباتهم شيئية للماهيات و اسنادهم الثبوت اليها فى مقابل الوجود . . . ( ط ناصرى ، ص 160 ) . حقيقت امر اين است كه اعيان بر دو قسم‌اند : يك قسم اعيانى كه صور علميه‌اند - يعنى از علم به خارج نيامدند ، و از آن حيث كه صور علميه‌اند ، هرگز و هيچگاه به خارج نمىآيند چه اين كه عين ذات‌اند ، اين صور علميه را در اصطلاح عرفان « اعيان ثابته » گويند . و قسم ديگر اعيانى كه مظاهر صور علميه‌اند ، و به وفق صور علميه در خارج پياده شده‌اند يعنى مجعول و مخلوق شده‌اند ، اينها موجودات خارجىاند كه در اصطلاح عرفانى آنها را « اعيان خارجه » مىگويند . اين دو عبارت « اعيان ثابته » و « اعيان خارجه » ، فقط و فقط اصطلاحى است براى تميز بين صور علميه در ذات واجب ، و بين صور موجودات خارجيه قائم به ذات واجب ، نه اين كه ثبوت در مقابل وجود بوده باشد . راستى خيلى جاى شگفتى است كه جناب حاجى آن‌گونه تعبير نارسا و ناروا در اين امر اصيل و قويم عرفانى و حكمى داشته باشد كه بگويد « و هذا ايضا مزيّف من حيث اثباتهم شيئية للماهيات و اسنادهم الثبوت اليها في مقابل الوجود » . خواننده گرامى را به تعليقه‌اى كه در اين مقام بر غرر الفرائد داريم ارجاع مىدهيم « 1 » . تبصره : حكمت نظرى غرر الفرائد در حقيقت خلاصه و گزيده اسفار جناب صدر المتألهين است ؛ و غرر يادشده از آن در نقل اقوال علماء در علم بارى تعالى ناظر به فصل چهارم موقف سوم الهيات اسفار است كه بدين عنوان است :
هامش
( 1 ) - ط 2 ، ج 3 ، ص 574 .