و هر فرمول كه در آن تانژانت به كار مىرود شكل ظلى و فروع آن است .
از درس پنجم تا خود درس چهاردهم كتاب ما دروس معرفة الوقت و القبلة در بيان جيب و ظل ، و شكل مغنى و شكل ظلى ، و فروع هر يك با براهين هندسى آنها است ( ص 20 - 64 ) .
به عرض رساندهايم كه ديوار جانب غربى مسجد پيغمبر در مدينه به دستور آن حضرت به بلندى قامت انسان معتدل القامه ، و درست محاذى دائره نصف النهار - يعنى در سطح آن - بنا شده است .
عرض مدينه 25 درجه شمالى است و تقريبا به اندازه ميل كلى است ، و چون عرض بلد ثابت است و ميل كلى رو به انتقاص است ، بايد گفت كه آفتاب در نصف النهار اول تابستان ، در زمان پيغمبر اكرم ، تقريبا به سمت رأس اهل مدينه مىرسيد و ارتفاع آن 90 درجه بوده است ، اگرچه الآن هم تقريبا كماكان كما لا يخفى على اهل المعرفة بالهيئة و النجوم .
و دانسته شد كه ديوار جانب غرب مسجد مدينه چون در سطح نصف النهار بنا شده بود هنگام ظهر سايه نداشت ، و چون زوال مىشد سايه از طرف شرقى ديوار در پايه آن ظاهر مىشد ، و حضرت رسول الله پديد آمدن آن سايه را علامت وقت نماز ظهر قرار داده است . و چون سايه به اندازه هفت پا - يعنى به اندازه قامت ديوار - مىرسيد ، آن را وقت نماز عصر قرار داده است . و آخر وقت عصر را وقتى معيّن فرمود كه سايه دو برابر شاخص شود ، و آن وقتى است كه ارتفاع خورشيد از افق قريب بيست و شش درجه است .
پس حضرت رسول الله ، مقدار ارتفاع خورشيد را نصف كرد و نصف آن را وقت فضيلت ظهر قرار داد ؛ و نصف باقى را هم تقريبا نصف كرد و آن را وقت فضيلت عصر قرار داد .
و رسم اهل حساب است كه خالص و كامل هر چيز را اصل و مبدأ قرار مىدهند .
مثلا در اندازه گرفتن نور ، نور ماه را واحد قرار دادند در شب چهاردهم كه ثابت است نه شبهاى ديگر ؛ و براى واحد وزن ، آب خالص مقطّر اختيار كردند .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٢٣