مسكن براى فرزندان مىبرد . و نيز هر گاه تناقض و تزايد و انعدام ظل را معاينه كرد انتظار عودات آن كشيد تا چون بار دوم ظل را منعدم ديد دانست كه آفتاب به وضع اول خود رسيد . و چون ايام عودات را حساب كرد سيصد و شصت و پنج روز يافت ، و دانست كه آفتاب در اين مدّت دوره تمام مىكند . . . .
بيان : آن كه فرموده است : « تا هر روز كه ظل به غايت قصر مىرسيد » دالّ است بر اين كه حضرت آدم ( عليه السلام ) مقياسى را كه در قله جبل القمر نصب فرموده است ، شاخص مخروطى بوده است نه صفيحى .
و آن كه فرموده است : « و نيز هر گاه تناقض و تزايد و انعدام ظل را معاينه كرد . . . »
دال است بر اين كه عرض جبل القمر به قدر ميل كلّى در آن روز بوده است .
ميل كلى رو به انتقاص است . و مقدار انتقاص آن در هر سال شمسى به تقريب نصف ثانيه فلكى است ، و به تحقيق 468 / 0 ثانيه ، كه در حدود ده سال شمسى به مقدار 680 / 4 انتقاص مىيابد ؛ و در حدود پس از 186000 سال شمسى ، منطقة البروج با معدل النهار متحد مىشود - يعنى در يك سطح قرار مىگيرند ، و ميل در آن حال منتفى مىشود .
در خاتمه اين فصل گوييم كه : نصب و بناى ديوار جانب غربى مسجد مدينه به فرمان رسول خاتم ( صلوات الله عليه ) در سطح نصف النهار مدينه ، نيز مانند قبله آن معجزه فعلى آن حضرت است كه متضمن بسى مسائل علمى رياضى است .
اكثر معجزات فعلى تصرّف در ماده كائنات و تسخير آنها به قوت ولايت تكوينى به اذن اللّه تعالى است ؛ و معجزات قولى علوم و معارف و حقائقىاند كه از حظائر قدس ملكوت بر آنان نازل شدهاند .
سر سلسله معجزات قولى پيغمبر خاتم قرآن مجيد است كه معجزه باقى آن حضرت است .
اغلب معجزات فعلى ، موقت و محدود به زمان و مكان و زودگذرند ؛ بعد از وقوع فقط عنوان تاريخى و سمت خبرى دارند ، غالبا عوام را به كار آيند كه با محسوسات آشنايند و با آنها الفت گرفتهاند و خو كردهاند ، اين فرقه بايد با حواس
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١١٨