تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
آفاق و در همه ايام ، علامت رسيدن مركز جرم شمس به حلقه نصف النهار - اعنى به دائره نصف النهار - است ؛ در اين وقت سايه خود صفيحه نيز در مطلق آفاق بر خط نصف النهار خواهد بود ، پس اگر منصوب در آفاق شمالى باشد سايه آن بر خط نصف النهار بسوى قطب شمالى خواهد بود ؛ و اگر منصوب در آفاق جنوبى باشد سايه آن نيز بر خط نصف النهار بسوى قطب جنوبى خواهد بود . اما شاخص مخروطى چنين نيست كه آن را در همه آفاق و در همه ايام هنگام رسيدن شمس به دائره نصف النهار سايه نبوده باشد ، بلكه اگر عرض بلد به قدر ميل كلى باشد كه اكنون در حدود 5 2 3 2 است خواه بلد شمالى باشد و خواه جنوبى ، شمس در هر دوره سال شمسى يك بار به سمت رأس مىرسد ، و در آن وقت شاخص مخروطى را ظل نبود . و اگر عرض بلد كمتر از ميل كلى باشد ، و يا عديم العرض باشد ، شمس در هر دوره سال شمسى دوبار به سمت رأس مىرسد و در آن دوبار شاخص مخروطى را ظل نبود ، خواه بلد شمالى باشد و خواه جنوبى . و اگر عرض بلد بيشتر از ميل كلى باشد خواه بلد شمالى باشد و خواه جنوبى ، هيچگاه سايه شاخص مخروطى منعدم نمىگردد ، و بعد از زوال شمس از دائره نصف النهار ، ظل شاخص بسوى مشرق رجوع مىكند كه آن را فيء گويند ، چه فيء در لغت به معنى رجوع كردن است . رصدى بزرگ جناب مولى غلامحسين جونپورى شيرازى الاصل در كتاب گرانقدر جامع بهادرى ( ط هند ، ص 690 ) آورده است كه : « محمد خفرى در شرح زيج ايلخانى از كتاب تاريخ الفلاسفه كه ترجمه كتاب قانيطس يونانى است نقل كرده است كه : اول كسى كه در حال كواكب نظر كرد آدم ( عليه السلام ) بود . در قله جبل القمر مقياسى قائم كرده ظل آفتاب را رصد مىفرمود ، تا هر روز كه ظل به غايت قصر مىرسيد مىدانست كه نيمروز شد . و از صبح تا نيمروز به فراهم آوردن ثمرات مأكوله جبلى سعى مىكرد ، و چون وقت نصف النهار مىرسيد آن اثمار را به