وجيزه متفرد بدان است .
6 - نتيجه ششم اين كه باغور و تأمل و توغل تام در اين مرصد أسنى و مقصد اقصى كه انطباق و انفتاح ياد شده است ، دانسته مىشود كه حقيقت معاد آدمى هم جسمانى است و هم روحانى ، بدان بيان اتم كه در عين پنجاه و نهم عيون مسائل نفس و شرح آن تقرير كردهايم ( ط 1 ، ص 721 ) فتدبّر جيّدا .
7 - نتيجه هفتم اين كه يك مسأله طبيعى در زيستشناسى حيوانى دانسته مىشود ، و آن اين كه در انطباق مذكور انقراض عمر و دوره جانوران خشكى لازم آيد نه حيوانات دريايى ، پس بايد حيوانات دريايى در بقاى طبيعى و حفظ و اصالت انواع ، پايدارتر از برّيها باشند .
8 - نتيجه هشتم توجّه به مسأله حدوث عالم است ، بدين بيان كه حدوث آدميان و حيوانات و نباتات برّى هر دوره را پس از انطباق ياد شده ، اول زمانى است ؛ نه اين كه امساك در اصل فيض و فعل حق سبحانه - بدان گونه كه اكثر ناس تفوّه مىكنند و تمثيل به بناء و بنّاء مىنمايند - روا باشد زيرا كه خلاف حكم قاضى عقل ناصع و لسان صدق برهان قاطع است . علاوه اين كه به حركت حبّى و تجدّد امثال و حركت در جوهر طبيعى و تحوّل ذاتى آن ، عالم طبيعى يكپارچه حركت و متحرك است كه جهان مادّى آن فآن و تازه به تازه نو به نو حادث مىشود ؛ به تفصيل مستوفى كه در اثر گرانقدر گشتى در حركت مبرهن شده است .
9 - نتيجه نهم نكاح انسانهاى نخستين با يكديگر است كه در هر دورهاى پس از انطباق معهود اولا به تولّد مرد و زن متعدّد متكوّن مىشوند . قوله سبحانه :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
« 1 »
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ
« 2 » ،
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 3 » . و پس از تولّد به توالد تكثير نسل مىشود ذلك تقدير العزيز العليم ، نه اين كه فرزندان يك مرد و زن با هم نكاح
هامش
( 1 ) - حجر ، آيهء 28 .
( 2 ) - الرحمن ، آيهء 15 .
( 3 ) - آل عمران ، آيهء 59 .