تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
كه كلّ ممكن زوج تركيبىّ ، و لكن در مفارقات احكام وجود بر ماهيات آنها غلبه دارد لذا شيخ فرموده است : « ليس فيه شر أصلا إلّا ما صار مخفيا تحت سطوح النور الأول » . و از شرّ بدين معنى در حديث تعبير به دنس شده است چنان كه امين الاسلام طبرسى در تفسير شريف مجمع البيان در بيان كريمه
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
بدين صورت آورده است : أي يطهّرهم عن كل شىء سوى اللّه إذ لا طاهر من تدنّس بشىء من الأكوان إلّا اللّه ، رووه عن جعفر بن محمد - عليه السلام - . دنس چرك است و اكوان موجودات . و مراد نقص امكان است كه خداوند از نقائص ممكنات طاهر است زيرا كه صمد حق است . از اطلاق شر بر صادر اول بايد مراد شيخ همان عقل باشد چنان كه صاحب اسفار از آن تعبير به عقل فرمود ، و صادر نخستين كه نفس رحمانى است از حدّ منزّه است چنان كه حقّ تعبير در تعريفش را از مصباح نقل كرده‌ايم . در فرق ميان صادر اول و خلق اول به تفصيل مستوفى در نثر الدرارى على نظم اللئالى « 1 » ، و در رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم بحث و تحرير كرده‌ايم « 2 » . و در « كلمه 74 » اشارتى به شر شده است .

كلمهء 86

مطلبى بسيار گرانقدر و ارزشمند را فارابى در رساله اطلاقات عقل ، و ملاصدرا در اسفار « 3 » عنوان فرموده‌اند كه شأنيت و قابليت نفس اين است كه عاقل و مدرك همه موجودات گردد و علم بدانها تحصيل كند ، و شأن همه موجودات نيز اين است كه معقول و معلوم وى گردند ، پس از تو حركت و از خدا بركت . علاوه اين كه فارابى را كلامى كوتاه و بسيار بلند است قريب به اين مفاد و مضمون كه هيچ نبودى و
هامش
( 1 ) - « نثر الدراري » ص 198 ، چاپ اول . ( 2 ) - « وحدت از ديدگاه عارف و حكيم » ص 84 - 98 ، چاپ اول . ( 3 ) - « اسفار » ج 1 ، ص 305 - 311 ، رحلى ، چاپ سنگى .