تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
السبيل حتى لو لم يجر في اللوازم لكان للقول بزيادة الصفات الكمالية مساغ ، حاشى الجناب الإلهي عن ذلك . مراد از « الأمرين » فاعل و قابل است ؛ و از « القبيلين » دو معناى قابل مذكور با در نظر داشتن صفات انتزاعيه زائد بر ذات ، و صفات كماليه حقيقيه كه عين ذات‌اند ؛ و از « اشتراك الاسم » اشتراك اسم قابل در دو معنى ياد شده است . و از « هذا السبيل » لزوم تعدّد قابل و فاعل است . خلاصه اين كه برخى فرق ميان دو معنى ياد شده قابل را نگذاشته‌اند ، و در هر جا به همان معنى اول گرفته‌اند ، و پس از آن به حكم آن كه موجود بسيط بما هو بسيط هم فاعل صفتى و هم قابل آن نتواند بود گفته‌اند كه صفات حق سبحانه مطلقا چه صفات حقيقيه كماليه و چه صفات انتزاعيه زائد بر ذات حق‌اند . و از اين تحقيق پرتگاه كسانى مانند اشعريه و كراميه كه صفات حق را مطلقا زائد بر ذات دانستند بدست آمده است ، و لازمه حرفشان اين است كه ذات حق بدون عروض صفات بايد عاطل و عارى از كمالات الهيه بوده باشد . تعالى عن ذلك علوا كبيرا .

كلمهء 56

وسط كه ميان دو چيز است گاهى چنانست كه نه اين است و نه آنست ، و گاهى چنانست كه هم اين است و هم آنست . نخستين مانند شجاعت است كه وسط تهوّر و جبن است - يعنى دليرى ميان بىباكى و ترس است . تهوّر و جبن هر يك رذيلت است كه آن افراط و اين تفريط است ، و شجاعت فضيلت است كه عدل ميان آن دو است و هيچيك از آن دو نيست . و به همين وزانست مأثور : لا جبر و لا تفويض بل أمر بين الأمرين ، و نيز آن كه در نهج آمده است : اليمين و الشمال مضلّة و الوسطى هي الجادّة . الأمرين اشارت به جبر و تفويض است كه اليمين و الشمال مضلّة ، و امر ميان آن دو طريق مستقيم حق و عدل است كه الوسطى هي الجادّة . قوله سبحانه :
وَ كَذلِكَ