تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
به حكم امر سوم بر اثر امتزاج عناصر با يكديگر ، و فعل و انفعال آنها در يكديگر كيفيت مزاجيّه‌اى براى آنها حادث مىشود كه مزيل كيفيات صرفه هر يك است - يعنى سورت و صورت هر يك بدان زائل مىشود - و صورت متوسطه‌اى جوهرى از عروض كيفيت مزاجيه بدانها حادث مىشود كه ماده قابل صورت معدنى و نباتى و حيوانى مىگردد و حكم ششم در آن جارى است ؛ و اين صورت متوسطه جوهرى قوه فاعله طبيعى است كه مبدأ مباشر قريب حركت استكمالى است كه حكم امر دهم بود ، و اين قوه فاعله طبيعى در كار است كه « صورة ما جوهرية » است كه از تفاعل طبائع عناصر همواره از آغاز حركت تا صورت حيوانى مثلا به نحو تصرّم و تجدّد آن فآن متحقق و متحصل است ، و هر چند از نوع هيچ يك از طبائع عناصر نيست و لكن از جنس آنها است بدين معنى كه هر يك از آنها صورت جوهرى دارند و اين صورت متوسطه نيز طبيعت جوهرى دارد و جوهر است كه مبدأ مباشر حركت است ، و حركت بذاتها متجدد است ، مبدأ مباشر متجدد بالذات بايد بالطبع متجدد باشد ، پس هم جوهر طبيعى در حركت است ، و هم اشياء طبيعى بطبايعشان بسوى ملكوت اعلى متوجه‌اند و كاروانى بسوى او در حركت‌اند . و الحمد للّه رب العالمين . و متاله سبزوارى در شرح غرر افاده فرموده است كه : الطبع المتبوع للأعراض إن يثبت و يكن قارّا فينسدّ باب العطاء لأنّ هذه المتجددات العرضيّة لا تليق لأن تستند إلى الحق القديم الذي لا حالة منتظرة لملائكة مقرّبيه فكيف لجنابه تعالى . تبصره - در آغاز دعاى أول صحيفه سجّاديه آمده است : ثم سلك بهم طريق إرادته ، و بعثهم في سبيل محبّته . . . . حضرت استاد علامه شعرانى - قدّس سرّه الشريف - در ترجمه و شرح فارسى صحيفه در ترجمه و بيان آن فرموده است : آنگاه در راهى كه خود خواست آنها را سالك گردانيد ، و در طريق محبّت خويش برانگيخت . اشاره به حركت جوهرى است و اين كه غايت خلق اوست . همه چيز