سلسله واجب بالذات مفارقى است كه واحد عددى نيست ، و نحوه تعلق آن با ممكنات و ارتباط ممكنات با وى و نيز نحوه پيدايش ممكنات از وى و علم وى بدانها و و و و چگونه است ؟ در بسيارى از كتب مربوطه در اين گونه مسائل توحيدى دچار به دغدغههايى شگفت شدهاند ، و همه زير سر همين ابطال تسلسل و تناهى سلسله بر واجب بالذات است كه در همين حدّ توقف كردهاند و واجب تعالى را واحد عددى گرفتهاند و از عهده حلّ آن مسائل برنيامدهاند ، إلّا من أيّده اللّه الفيّاض على الإطلاق بروح منه ، و الحمد للّه ربّ العالمين ، فافهم و تدبّر .
كلمهء 46
رسالهاى فقط در اعتقادات شخصى خودم نوشتهام ، در آن رساله درباره قبله مدينه گفتهام :
اعتقاد من اين است كه قبله مدينه منوره بر جنوب افتاده است ، و آن معجزه فعلى باقى رسول خاتم - صلى اللّه عليه و آله و سلم - است ، چه اين كه با مكه مكرمه به تقريب كه تفاوت بين طولين ربع درجه و كمتر از آنست در سطح يك دائره نصف النهار واقع است ، لذا قبله مدينه قبله قطع است و اجتهاد در آن جايز نيست .
و آن كه عالم جليل شاذان بن جبرئيل در رساله إزاحة العلة في معرفة القبله قبله مدينه را از جنوب به مشرق سى و هفت درجه و ده دقيقه ( 10 37 ) منحرف دانسته است و صاحب بحار و ديگران از وى پيروى كردهاند نادرست است ؛ و كسانى كه مثل علامه حلى در تذكرة الفقهاء عمل پيغمبر اكرم را در تعيين قبله مدينه اصل قرار دادهاند و آن را قبله قطع دانستهاند و اجتهاد را در آن روا نداشتهاند و اعتناى به جداول طول و عرض بلاد آن روز در اين موضوع به خصوص نكردهاند به حق سخن گفتهاند و به صوب صواب رفتهاند .
تفصيل اين مطلب را در دروس معرفة الوقت و القبلة « 1 » ، و در رساله تعيين سمت قبله
هامش
( 1 ) - « دروس معرفة الوقت و القبلة » ص 376 ، درس 56 .