تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
چون عضوى از بدنى جدا شده است آن عضو ميته و متصف به احكام ميته است و عضو ميته نجس است ، چه عضو بدن مسلم باشد و چه كافر ، و چه عضو حيوان نجس العين باشد و چه غير آن ، و حال اين كه نمازگذار نمىتواند با محمول نجس - يعنى با عضو پيوند داده - نماز بخواند . در مسأله يازدهم فصل شرائط لباس مصلّى از كتاب العروة الوثقى گويد : « استصحاب جزء من أجزاء الميتة في الصلاة موجب لبطلانها و إن لم يكن ملبوسا » ؛ و همچنين با ديگر مسائل متفرع بر ميته چه بايد كرد ؟ . حلّ آن به اين واقعيّت منتهى شده است كه چون نفس مسلمان آن عضو پيوند شده را جذب كرده است و تصرّف نموده است ، عضو حىّ جزء بدن او مىشود ، و مانند ساير اعضاء ، حىّ به حيات بدن است و ديگر اطلاق ميته بر آن عضو صادق نيست . نگارنده گويد كه مطلب فوق در جواب سؤال از پيوند اعضاء كلامى كامل و در غايت اتقان است . و لكن سؤالى ديگر در اصل جواز قطع اعضاء پيش مىآيد زيرا كه در شرع از مثله انسان بلكه حيوان نهى شده است . در نهج البلاغه و در بسيارى از جوامع و مصادر روائى فريقين در ذيل وصيّت حضرت امام امير المؤمنين على - عليه السلام - به فرزندانش امام حسن و امام حسين - عليهما السلام - پس از ضربت خوردنش از ابن ملجم ، آمده است كه : ألا لا يقتلنّ بي إلّا قاتلي . انظروا إذا أنا متّ من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة . و لا يمثل بالرّجل فإنّي سمعت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلم - يقول : إيّاكم و المثلة و لو كان بالكلب العقور . « 1 » ترجمه : آگاه باشيد كه به كشته شدن من نبايد كسى - جز كشنده من - كشته شود . پس بزنيد او را ( قاتل مرا ) يك بار زدنى در ازاى يك بار زدنش ( يك ضربت شمشير در
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » ص 978 ، قسم كتب و وصاياى آن حضرت .