و نادانى غريق شده و در بدترين حالتى گرفتار بودند و از علوم فلسفيّه و فلكيّه و طبيعيه و غيرها بىخبر و اثرى از اين علوم در ميان آنان نبود ؛ تا اواخر مائه يازدهم ميلادى كه جهت استخلاص اراضى مقدسه از يد مسلمانان ، اهالى فرنگ اجماع نموده و شروع در جنگ صليب نمودند كه ابتداى آن در سال 1096 ميلادى بود ، و در اين وقت كه عساكر صليب به اورشليم ( بيت المقدس ) وارد شده اراضى با خضرت و نضرتى مشاهده كردهاند بهتر از اراضى خودشان هم از حيث زراعت و هم از حيثيت آبادانى . و در ممالك اسلاميه تمدّنى ديدند كه بر تمدّن ممالك اروپ از همه جهت تفوّق داشت . و ملتفت شدند كه سبب اين برترى علوم و فنونى است كه مسلمانان دارند . و فهميدند كه بدون اكتساب اين علوم و معارف نمىتوان با عساكر اسلام برابرى كرد ، اول بايد كسب معرفت و دانش نمود و تحصيل كرد تا بتوان با دشمن دانا مقابلى نمود . و اين مسأله سبب هيجان أمراء و ملوك اروپا گرديد ، و علوم و معارف كمكم رو به ترقى گذاشته و منتشر گرديد ، و كار آنان به جائى رسيد كه اكنون مشاهده مىكنيد و معاينه مىبينيد . و ما مردم مشرق زمين و اهالى ايران در سبب استخلاص خود نمىكوشيم . . . . « 1 »
و نيز همانجناب در كتاب ياد شده افاده فرموده است كه :
بارى چون نيك بنگريم و در حالات حكماء و دانشمندان و أمراء و سلاطين مغرب زمين بدقّت غوررسى نمائيم معاينه مىبينيم كه چند چيز است كه سبب انتشار علوم و معارف و تكميل تمدّن در ممالك آنها شده است :
اول ثبات رأى حكماء و دانشمندان در مطالب فرضيه خود مثل آن كه « گيلوم هاروى » طبيب انگليس كه در سال 1678 ميلادى ( 1089 هجرى ) متولد شد ، در سال 1698 م به خيال دوران دم در بدن انسانى افتاد ، و مدّت سى سال مشغول به اين خيال بود و امتحانات و اختبارات مىكرد ، تا در سال 1728 م كه نهايت وثوق را در خيال خود حاصل نمود آن را اظهار كرده و منتشر نمود .
هامش
( 1 ) - « پزشكى نامه » ص 8 ، رحلى ، چاپ سنگى ، نقل به تلخيص .