در امر سوم كه اشارت به اهتمام زمامداران در ترويج و انتشار علوم و معارف فرموده است ، از جنبه منفى آن ، كار نابكارى را و رفتار ناهنجارى را با طبيب روزگار و حكيم نامدار جناب محمّد زكرياى رازى صاحب حاوى كبير در پيش ملاحظه فرمودهايد .
و از جنبه مثبت اين كه چون ارسطو منطق را تدوين فرموده است ، ذوالقرنين او را پانصد هزار دينار جائزه داد ، و دستور داد كه هر ساله نيز يكصد و بيست هزار دينار به ارسطو پيشكش شود . و اسكندر ذوالقرنين بر اثر اين ادب و احترام كه به پيشگام دانش و دانشمند به كار برده بود ، در قديم علم منطق را به ميراث ذى القرنين لقب داده بودند ، به تفصيلى كه در كتاب نثر الدرارى على نظم اللآلى تحرير كردهايم « 1 » .
و ديگر اين كه ابوريحان بيرونى كتاب عظيم الشأن قانون را كه مجسطى اسلامى در علم شريف هيئت استدلالى است به نام سلطان مسعود غزنوى كرده است ، سلطان مسعود محض جائزه و انعام مقرر نمود تا بر فيلى يك بار نقره خالص حمل كرده نزد وى بردند ؛ به تفصيلى كه در نامه دانشوران مسطور است « 2 » .
آرى هر يك از امراى سه گانه ياد شده به وفق اقتضاى عين ثابت و طينت و سرشت خود با علم و عالم رفتار كردهاند ، به قول عارف رومى در اول دفتر ششم مثنوى :
مه فشاند نور و سگ عوعو كند * هر كسى بر خلقت خود مىتند
به موضوع بحث برگرديم ؛ در اوائل اين رساله اشارهاى شد كه « در پيوند كليه ، مسألهاى فقهى روى مىآورد كه گفته آيد » اكنون هنگام گفتن آن فرا رسيده است : در حدود سى و پنجسال پيش از تاريخ اين رساله روزى در محضر اعلاى استاد بزرگوار جناب آية اللّه حاج ميرزا ابو الحسن رفيعى قزوينى - رفع اللّه درجاته - بحث از پيوند اعضاء به انسان مسلمان به لحاظ عمل پزشكى پيش آمده است كه
هامش
( 1 ) - « نثر الدرارى » ص 65 - 66 ، چاپ اوّل ، نشر ناب .
( 2 ) - « نامهء دانشوران » ج 1 ، ص 42 ، رحلى ، چاپ سنگى .