« سبتيه » و « دسول » هر يك مطالب جديده يافتهاند .
و از متأخرين قريب به عصر ما « بيّه » و « پايل » و « اسپلند ثانى » و « سمرنگ » و « شسيه » و « اسكارپا » و « بيشا » و « مكل » و « ژول كلوكه » و « بطال » و « دوماس » و « دوپؤيترن » و امثال آنها كه همه مستغنى از تمجيداند مطالب عاليه فهميدند .
معاصرين پيشتر از پيشينياناند ، از مشاهير آنها : « كل دبرنارد » و « ساپه » و « بركا » و « ربن » و « شاركو » و « و ولپيان » و « ريشه » و غيرهماند كه هر يك ، مساعى جميله كرده انكشافات مفيده نموده در تشريح ذرّهبينى ترقى بسيار كردهاند ، و به همينطور در ساير ممالك اروپا كه ذكر آنها موجب اطناب است در همين قرن زياد در تشريح پيش رفتهاند ، به خصوص در آلمانى كه در كليه تشريح بخصوص در تشريح ذرّهبينى فوق العاده جهد كردهاند . اعتقاد بعضى اين است كه در اين فن در اول درجه واقعاند ، والى الآن كسى به درجه آنها ترقى نكرده است .
اين بود شمهاى از تاريخ تشريح كه از مآخذ ياد شده به اختصار نقل كردهايم .
بسيار شايسته بود كه حروف لاتين هر اسم با آن نوشته شود تا تلفّظ آن به درستى و آسانى صورت گيرد چه اين كه در هر زبان لغت بيگانه به صورتهايى در مىآيد .
مثلا عرب در تصرّف لغت بيگانه گويد : « عجميّ فالعب به ما شئت » يعنى : واژه بيگانه است هرگونه مىخواهى بدان بازى كن . چنان كه « هروه » در تشريح البشر به صورت « اروى » درآمده است ، و « هرفيل » به صورت « ايروفيل » . هروه لاتين آن بدين وجه است :
harvey
. در صفحه 795 جلد پنجم گراندلاروس ، بيوگرافى وى مذكور است و در آنجا بدين عبارت ستوده شده است :
« هروه جاويد است زيرا كه كاشف دوران خون است » .
و لكن چون اين گونه مقالات و مباحث خواصّ را به كار آيد كه به تلفّظ اسامى و بيوگرافى دانشمندان ياد شده به خوبى آگاهند ، بدانچه نگاشته آمده است اكتفا شده است . جز اين كه طبيب هروى ( محمد بن يوسف ) در كتاب بسيار مفيد بحر الجواهر در لغت طبّ ، از جالينوس ياد شده چند سطرى ذكر كرده است كه هم