« ماندينبى » معلم در مدرسه بولنى ايطاليا در حضور شاگردهاى خود انسان تشريح مىكرد كتابى تصنيف كرد كه مدتى در ميان اطبّاء متداول بود با كمال احتياط بسيارى از غلطهاى جالينوس را تصحيح كرد . تا اين كه « وسل ايطاليائى » ظاهر شد در پادواى ايطاليا انكشافات جديده در تشريح نموده بدون خوف غلطهاى جالينوس را واضح كرد جهّال و حاسدين از اطبّاء بر او شوريدند ، از خوف آنها از مدرسه پس از آن از شهر خارج شده بكشتى رفت ، از قضا كشتى او طوفانى گشته در دريا هلاك شد . كتابى كه نقشههاى تشريحى زيادى داشت تاليف كرده نا تمام مانده بود ، شاگردهاى كافى قابلى داشت آن را به اتمام رسانيدند كه هنوز هم در دست است . و همچنين از آن وقت تا به حال معلّمين بيشمارى آمده تشريح كرده اسامى بعض آنها را كه مشهورتراند ذكر مىكنيم :
« اوستاش » و « فلوبيوس » و « آنكرآسياس » و « فارول » و غيرهم كه بعضى در تشريح دماغ و بعضى در احشاء و ساير اعضاء مسائل مهمه منكشف نمودند .
« وزال » و « سروه » و « سرزالپن » هر يك قسمتى از دوران خون را دانستند .
« فابريز » كه معلّم « هروه » بود در سنه 1574 عيسوى ، مطابق سنه 977 هجرى ولوول داخل وريدها را پيدا كرد . ولى هنوز نتيجهاى را كه دوران خون باشد نمىدانستند تا اين كه در سنه 1619 عيسوى ، مطابق سنه 1026 هجرى « هروه » معلّم انگليسى حكيمباشى « شارل » اول پادشاه انگليس دوران خون را منكشف نمود . نه سال بعد از او « آزلّى » عروق كيلوسى را شناخت . بيست و شش سال بعد از او « پكه » مخزن و مجمع الكيلوس و مجراى صدرى را يافت . چهار سال بعد از او « بارتلن » معلّم مدرسه پاويا ، عروق لمفاتيكى را ظاهر ساخت . بنابراين پس از قرن شانزدهم عيسوى شروع به شناختن اجزاء دوران خون شد ، در وسط قرن هفدهم « هروه » آن را آشكار كرد ، در اواخر قرن هفدهم و اوائل قرن هيجدهم تكميل شد ، چنان كه معروف است هيچوقت مثل از اواسط قرن شانزدهم الى اواخر قرن هفدهم انكشافات عمده در تشريح نشده است .
« وينزلّو » و « مركانيئى » و « ويلّيس » و « ويوسنس » و « استينو » و « حالر » و
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 482
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٨٢