و همچنين از امام صادق - عليه السلام - است كه : ما خلق اللّه داء إلّا جعل له دواء . « 1 »
به مناسبت روى داد بحث خيلى به اختصار از تاريخ تشريح مستفاد از دو كتاب مستطاب جواهر التشريح و تشريح البشر كه پيشترك از آنها نام بردهايم ؛ و نيز از تاريخ طبّ مستفاد از كتاب گرانقدر پزشكى نامه تاليف منيف مرحوم ميرزا على اكبر طبيب كرمانى ، كه حاكى شمّهاى از خدمات ارزنده پيشينيان در تشريح و طباند ، چند سطرى مىنگاريم :
پيشينيان از تشريح حيوانات و به خصوص از تشريح ميمون در كالبدشناسى انسان راهى مىيافتند و آشنايى بدست مىآوردند . اقدمين از ملّت يهود و غيره كه اغلب شكافتن بدن انسان و حيوان در مذهبشان نهى شده بود از ذبح حيوانات براى غذا و قربانى كردن ، معرفتى به اشكال اعضاء و هيئات آنها تحصيل كرده بودند .
اول ملّتى از قدماء كه به علم شريف تشريح اعتناء كرده بود حكماى اصطخر فارس بودند ، و پس از آنها اطبّاى مصر كه به تكميل صنعت حفظ اجساد موتى و ذخيره كردن و تازه و خوب نگاهداشتن آنها بيشتر از شفاى مرضى اهتمام داشتند ، لذا در شكافتن بدن انسانها و موميائى كردن آنها به مطالبى تشريحى دست يافتند .
بعد از آنها يونانيان در اين علم شريف بيشتر دقّت كردند و اعتناء زياد نمودند ، ليكن چون تشريح انسان در مذهبشان نهى شده بود و محرّم بود هر چه امتحان و تحقيق مىكردند در حيوانات بود ، حتّى اين كه ذى مقراطيس ( ديموكريت ) حكيم ، استاد بقراط غالبا اوقات خود را در بيابانها و جايهاى خلوت و جنگلها بسر مىبرد و به عمل تشريح اشتغال داشت ، عوام الناس او را مجنون مىخواندند ، بقراط تجسّس كرده معلوم نمود كه خلوتى مىجسته است كه حيوانى بدست آورده تشريح نمايد ، به مردم خبر داد كه اين نه مجنون است ، عاشق علم است و به تكميل تشريح مىكوشد .
هامش
( 1 ) - « بحار الأنوار » ج 14 ، ص 503 ، چاپ كمپانى .