تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
افتاد و مرد . پس آن مرد فهميد كه شوات خود را به خوردن آن گياه درمان مىكرد و از زهر افعى نجات مىيافت ( كه گويى افعى دشمن جوجگان شوات است و شوات براى روز مبادا آشيانه‌اش را در نزديك چنان گياهى مىسازد ) . شيخ رئيس گويد چون آن پيرمرد رنگ و شكل آن گياه را برايم حكايت كرد تخمين زدم كه بايد آن گياه كاهوى برّى بوده باشد . غرض اين كه شيخ رئيس - رضوان اللّه تعالى عليه - واقعه‌اى تجربى را كه بيانگر يك حقيقت و واقعيّت درمانى است چنان اهميّت مىدهد كه او را در متن كتاب عظيم الشأن شفاء نقل مىكند تا دانسته شود كه در تاليف كتب طب و يافتن خواص اشياء تا چه پايه اهتمام و اعتناء داشته‌اند و مقدمات پيشرفت را براى ديگران فراهم كرده‌اند . و از اين گونه وقايع تجربى در كتب مربوطه بسيار حكايت شده است . هيچگاه انسان از تحصيل معارف فارغ نبوده است و همواره در كار كاوش و پژوهش و بينش بوده و هست بقول متين شيخ بزرگوار ابن سينا در تعليقات : « النفس الانسانية مطبوعة على أن تشعر بالموجودات . . . » « 1 » . يعنى انسان بر پىبردن به هستيها سرشته شده است كه موشكافى كند تا به تاروپود و نهان و آشكار هر چيز آگاه شود . و به فرموده ديگرش در آغاز شناختن قياس دانشنامهء علائى : « به هر نادانسته راهى است كه به وى دانسته شود » . از آن جمله انسان همواره در راه چاره بيماريها ، و در انديشه و كار يافتن درمانها ، كه بخش بسيار بزرگ آن وابسته به علم آناتومى است ، بوده و هست ، و مىداند كه هر دردى را درمانى است . بفرموده رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : تداووا فإنّ الذي أنزل الداء أنزل الدواء « 2 » . و نيز فرموده است : ما أنزل اللّه من داء إلّا أنزل له شفاء « 3 » .
هامش
( 1 ) - « تعليقات » ص 30 ، چاپ مصر . ( 2 ) - « بحار الأنوار » ج 14 ، ص 503 ، چاپ كمپانى . ( 3 ) - « بحار الأنوار » ج 14 ، ص 503 ، چاپ كمپانى .