مىدهند و هيچ خطرى روى نمىآورد ، و فعل آن هم فعل عاقل است نه فعل من لايعقل ( در اينجا مسألهاى فقهى روى آورد كه گفته آيد ) .
و نيز جناب بو على در قانون در بيمارى سرطان گويد كه سرطان را مجروح نكنند كه قطع عضو سرطان گرفته موجب زيادتى شرّ مىشود و در عضو ديگر پديد مىآيد « 1 » كه اين دستور هنوز تا امروز در حدّى به قوّت خود باقى است .
يكى از شگفتيهاى بسيار چشمگير جناب استادم حضرت علّامه ذوالفنون آية اللّه حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى - رضوان اللّه تعالى عليه - در اثناى تدريس ، موضوع بيهوش كردن بيمار و به هوش آمدن آن بود كه در كتب قدماء و عمل جرّاحى آنان سابقه ندارد .
و لكن بايد انصاف داد كه دانشمندان پيشين را در ترقى و تكامل علوم حقّى عظيم و اهميّتى بسزا است چه هر سابقى معدّ و كارگشاى لاحق در رشتههاى علوم است ، و در حقيقت اساس و پايه طبّ امروز همان طبّ ديروزى است همانند ساير علوم از رياضى و هيئت و غيرهما .
بويژه پيشينيان را در اهتمام به گياهشناسى و بيان خواص آنها و تعريف ضارّ و نافع اغذيه و درمان به ادويه گياهى و پشتكار به فنون تجربى در معرفت به فوائد و منافع اشياء مطلقا اعم از مدنى و نباتى و حيوانى و نظائر امور ياد شده ، ايثار و جان نثارى و از خودگذشتگى شگفت است كه همواره بشر مديون خدمتهاى علمى آن بزرگوارانست ؛ چنان كه صيدنه ابوريحان بيرونى ، و ذخيره خوارزمشاهى ، و جامع ابن بيطار عشّاب اندلسى ، و تذكره داود انطاكى ، و تحفه حكيم مؤمن ، و مخزن الأدويه محمد حسين عقيلى علوى ، و دهها كتاب ديگر در موضوعات ياد شده گواهند .
شيخ رئيس - رحمة اللّه عليه - در چند جاى طبيعيات شفاء بويژه در نبات و حيوان آن سخن از تجربه به ميان آورده است . تجربه در لسان دانشمندان ستوده شده است بدين لحاظ كه بسيارى از داروها و درمانها و پديدههاى علمى از تجربه بدست
هامش
( 1 ) - « قانون » كتاب چهارم ، ص 70 - 71 ، رحلى ، چاپ سنگى .