تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
و ديگر اين كه بشناسد مبادى شعب اعصاب و عروق و مفاصل و استخوانها را تا آن كه تواند ادويه را بر مبادى آنها استعمال نمايد تا انتفاع آنها به زودى ظاهر گردد كه چون مبادى اصلاح يافتند بواقى كه فروع آنند بالتبع اصلاح مىيابند . و ديگر اين كه بشناسد هيئت اعضاى مفاصل را كه اگر از جاى خود بدر روند بجاى خود تواند آورد ، و هر آفتى كه به هر يك برسد به حدّ لايق آن تواند اصلاح نمود . و ديگر اين كه بشناسد اوضاع اعضاء و مواضع آنها را بعضى نسبت به بعضى تا آن كه در هنگام عمل آفتى به اعضاء ديگر مانند الياف و عضلات و اعصاب و عروق و غيرها نرسد . . . . « 1 » و لكن آنچه را كه اين بزرگواران به فارسى در كتب تشريح ياد شده آورده‌اند در حقيقت ترجمه و تفصيل عبارات علّامه شمس الدين محمد بن محمود آملى شارح كليات قانون و صاحب نفائس الفنون از دانشمندان بزرگ قرن هشتم هجرى است ؛ چنان كه در آغاز شرح تشريح قانون گويد : أقول : و انا العبد الضعيف محمد بن محمود الآملى : إن علم التشريح من معظم اركان الطب إذبه يحصل الإطّلاع على تركيب البنية و غوامض الحكمة ، و الطبيب ينتفع به من وجوه : الأول من معرفة جواهر الأعضاء و أجزائها . . . « 2 » البتّه جاى انكار نيست كه علم تشريح و طبّ مانند بسيارى از شعب علوم و فنون ، سال به سال بلكه ماه به ماه و روز به روز در ترقى و تكامل‌اند . مثلا جناب شيخ رئيس در قانون در عمل جرّاحى كليه سنگ گرفته گويد : و قد يتصدّى قوم لإخراجها ( يعنى اخراج حصات كه سنگ كليه باشد ) من الخاصرة و من الظّهر ، و هو خطر عظيم و فعل من لا يعقل له . . . . « 3 » و امروز عمل شديدتر از آن مىكنند و كليه را مىگيرند و كليه ديگر را پيوند
هامش
( 1 ) - « خلاصة الحكمة » ص 47 - 48 ، چاپ بمبئى ؛ « مجمع الجوامع » ص 52 ، چاپ بمبئى . ( 2 ) - « شرح تشريح قانون » ص 192 ، چاپ هند . ( 3 ) - « قانون » كتاب سوم ، ج 2 ، ص 258 ، رحلى ، چاپ سنگى .