تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
كهمزة مثله ، شطب كصرد و شطب ككتب جمع . يعنى گزيده ارجمندى در متن شمشير برنده داراى خطهاى بر پشت ، گسترده است . ص 572 س 4 : « إذا لم يعنك . . . » سماك نام ستاره‌اى از برج اسد است . و اين سه بيت عربى از ابوفراس است « 1 » . يعنى هرگاه خداوند در آنچه خواهى يارى نرساند پس آفريده‌اى را بدان راهى نيست . و اگر او تو را يارى نكند ياورى نبينى اگرچه ياران نيرومند و گروه بسيار باشند . و اگر او تو را در هر راهى راهنمائى نكند گمراهى اگرچه ستاره سماك راهنما باشد . ص 572 س 14 : « فصرت كالعير . . . » شعر از بشار بن برد است . عير بالفتح : خر ، أهلى باشد يا وحشى . قرن : شاخ « 2 » . گويد : مانند آن درازگوش شدم كه بامداد به جستن شاخ رفت پس با دو گوش بازنگشت ( نايافته شاخ دو گوش را از دست بداد ) . ص 573 س 4 : « ألجّ لجاجا . . . » اين بيت را ميدانى در مجمع الامثال در ضمن بيان مثل : « أزهى من غراب » آورده است « 3 » ، و عبارتش اين است : « أزهى من غراب ، لأنه إذا مشى لايزال يختال و ينظر الى نفسه ، و قال :
ألجّ لجاجا من الخنفساء * و أزهى اذا ما مشى من غراب
خنفساء : سرگين گردانك . زهو : سبك و سهل داشتن كسى را و كبر و گردنكشى و ناز و نازيدن . سرگين گردانك جانورى است كثيف و بدبو كوچكتر از سرگين گردان و پرواز مىكند و آن را خبزدوك بر وزن پرستوك نيز گويند .
هامش
( 1 ) - « ديوان ابوفراس » ص 234 ، چاپ بيروت . ( 2 ) - « منتهى الأرب » . ( 3 ) - « مجمع الأمثال » ص 286 ، رحلى ، چاپ سنگى .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 448 | حسن حسن زاده آملى