تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
ص 576 س 15 : « جرت الرياح . . . » شعر از أسود بن يعفر نهشلى است « 1 » . يعنى بادها بر ديار آنان چنان وزيد كه گويى بر وعده‌گاه بوده‌اند . ص 576 س 19 : « ربّ امنية . . . » مثل است ، ميدانى در مجمع الامثال نقل كرده است « 2 » . يعنى : بسا آرزويى كه مرگ را كشانده است ( موجب مرگ شده است و مرگ به بار آورده است ) . 577 س 2 : « انا لنرخص . . . » از اشعار حماسه ابوتمّام « 3 » است . روع در مقابل امن است . روع به معنى ترسيدن و ترسانيدن است ، و امن بىبيمى و آرامش و آسودگى است . رخيص : ارزان . إرخاص : ارزان گردانيدن و ارزان شمردن . ساومت المتاع : بها كردم كالا را . أغلين جمع مؤنث است و ضمير راجع به انفس است ، و الف براى اطلاق است . در روز ترس ( روز نبرد ) پيش رو لشكريم و جانهايمان را ارزان مىشماريم ، و هرگاه در روز امن آنها را ( جانها را ) بها كنيم بسيار گران بهايند . ص 577 س 5 : « لا يستحق . . . » كسى كه زندگى را تنها براى خودش مىخواهد حق حيات ندارد . ص 577 س 8 : « أسمعه اللّه . . . » مسارّ جمع مسرّة بمعنى شادمانگى . يعنى خداوند او را خبرهاى خوش بشنواند . ص 578 س 9 : « ربّ رمية من غير رام » مثل است « 4 » . چه بسا تيرى كه از دست تيرانداز ناشى به نشانه خورده است ( تيرى از تيراندازى كه مهارت نداشته است به نشانه خورده است . تيرى به گزاف به نشانه خورده است ) .
هامش
( 1 ) - « ديوان مفضليّات » شرح ابن أنبارى ، ص 449 ، چاپ اوّل . ( 2 ) - « مجمع الأمثال » ص 264 ، رحلى ، چاپ سنگى . ( 3 ) - « شرح حماسه » از مرزوقى ، ج 1 ، ص 104 - 105 ، حماسه 14 ، چاپ قاهره ؛ « شرح حماسه » از خطيب تبريزى ، ج 1 ، ص 53 ، مصر ، چاپ اوّل . ( 4 ) - « فصل المقال » از ابو عبيد بكرى ، ص 43 ، چاپ بيروت ؛ « جمهرة الأمثال » از ابوهلال عسكرى ، ص 110 ، چاپ بمبئى ؛ « مجمع الأمثال » ص 264 ، رحلى ، چاپ سنگى .